پنج شنبه ٠٢ بهمن ١٣٩٩
 


چاپ خبر Print
متن سخنرانی سردار سلیمانی در مراسم چهلم شهید حسین پور

 موضوعات مرتبط: بانک اطلاعاتی شهید حاج قاسم سلیمانی

 

متن کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی
در مراسم چهلم شهید مرتضی حسین پور

(گلزار شهدای شلمان لنگرود: 30 شهریور 1396)

 پیاده سازی و تدوین:
دانشکده و پژوشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه جامع امام حسین(ع)

"دانلود متن کامل سخنرانی سردار سلیمانی در مراسم چهلم شهید حسین پور"

"دانلود فیلم کامل سخنرانی سردار سلیمانی در مراسم چهلم شهید حسین پور"

 

مقدمه
بسم‌الله‌الرحمن الرحیم
الحمدللَّه الّذی هدینا لهذا و ما کنّا لِنَهتدی لولا اِن هدینااللَّه. صمیمانه از همۀ دست‌اندرکاران این مجلس بسیار باشکوه، ارزشمند، پرطراوات که همۀ مردم این شهر و شهرستان‌های اطراف را در خودش به خاطر پاسداشت یک پاسدار شهید جمع کرده است، از تک تک شما خواهران،‌ برادران، مسئولین و مهمانان، علما و روحانیون عزیز، خانواده‌های معظم و معزز شهدا صمیمانه به نوبۀ خودم و از طرف خانوادۀ شهید تشکر می‌کنم. از همۀ کسانی که در ایجاد این جلسۀ باشکوه نقش داشتند تشکر می‌کنم.

 

1) امام حسین(ع) در کلام شخصیت های برجسته جهانی
من چند نکته در این جلسۀ باعظمت دارم. چند نکته را از چند شخصیت مهمِ جهانی، حول موضوع امام حسین(ع) دیدم. بخشی از این بیانات خیلی مهم است و گفته‌هایی که شخصیت‌های مسیحی، بودایی، سنی پیرامون امام حسین(ع) بیان کردند.‌ حقیقتاً وقتی در کتاب جستجو می‌کردم و بخشی از این نوشته‌ها را یادداشت می‌کردم مثل یک مقتل و یک روضه برایم بود.
یکی از گویندگان این بیان محمدعلی جناح قائد اعظم پاکستان است، پیرامون امام حسین(ع)، ما شیعه امام حسین(ع) هستیم در درون خانه‌هایمان و در دامان مادرمان و زیر قطرات اشک آنها با نام امام حسین(ع) خو گرفتیم ولی تصور نکنیم این بزرگمرد فقط به عالم شیعه تعلق دارد. این حرف‌هایی که بیان می‌کنم از زبان شخصیت‌ها و انسان‌های برجسته و بزرگی است، فیلسوف هستند و اساتید بزرگ دانشگاه هستند، شخصیت‌های برجسته‌ای در جهان هستند.
من فکر کردم کلامی از خودم نگویم بهتر است این کلام آنها را یادآوری کنم کلام یک انسانی که از زاویۀ شیعه و از زاویۀ دیگری به امام حسین(ع) می‌نگرد و امام حسین(ع) را به جامعه خودش معرفی می‌کند.
رهبر بزرگ پاکستان جملۀ زیبایی دارد، هیچ نمونه‌ای بهتر از شجاعت بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی‌شود، به عقیدۀ من مسلمانان باید از این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد پیروی کنند.
یک استاد ادبیات مسیحی جملۀ زیبای دیگری می‌گوید، آقایان ـ خطاب به جمع مسیحی که در جمع آنها دارد صحبت می‌کند ـ مسیحیت بدون حسین کامل نمی‌شود، هر آئینی چه آسمانی و چه غیرآسمانی اگر شخصیتی چون حسین نداشته باشد، دینی زمینی است و از بهشت بی‌بهره خواهد بود.
دیگری می‌فرماید، یک حقوقدان مسیحی، حق چنان در منِ‌ مسیحی جوشید که از شدت محبتش مرا شیعه علی خواندند، ای آسمان گواه باش و ای زمین شهادت بده که من علی را دوست دارم، منِ‌ مسیحی را حسین به گریه انداخت و قطرات اشک از افق چشمانم تابید و درخشید، هرگز حالِ آنکه ـ‌این خیلی دردناک است ـ از دور به آتش می‌نگرد با حال آنکه بر روی هیزم می‌سوزد، یکسان نیست.
این معنای همان شعر محتشم است که این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست/ این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانه اوست، السلامُ‌ علی‌الحسین و علی اباالحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب‌الحسین.

 

2) قدرهای متفاوت شهدا در کلام امام (ره)
من یک جملۀ کوتاهی هم پیرامون شهید حسین قمی و شهید حسین‌پور شهر شما عرض کنم و بعد وارد بحث اصلی خودم شوم. همۀ بحثی که می‌خواهم انجام بدهم مربوط به شهید و کسانی که مثل این شهید و همراه این شهید و همۀ شهدای ما متعلق به آنهاست. همۀ شهدا ارزشمند هستند و در پیشگاه خداوند دارای جایگاه والایی هستند، البته قدرها متفاوت است.
 یک زمانی شهیدی از داخل کشور ما رفت، امام(ره) فرمود او ثمرۀ جان من بود. وقتی شهید مطهری شهید شد، امام(ره) او را ثمرۀ جان خودش دانست،‌ ثمره و شیرۀ جان امام فقط در بُعد علمی نبود در بُعد فهم و معرفت، بصیرت، اخلاق و عرفان بود. وقتی شهید بهشتی به شهادت رسید امام او را به یک ملت تشبیه کرد، شهیدی که ارزش، بقا و حضور او به اندازۀ یک ملت ارزش داشت، بهشتی یک ملت بود.
این نشان می‌دهد که شهدا به دلیل اثراتی که بر جامعه و اطراف خودشان دارند تاثیرات متفاوتی دارند، این امر طبیعی است.

 

3) پرامون شهید حسین قمی
شهید حسین قمی دلیل این حضور مجاهدینی که شما امروز دیدید از کشورهای عراق، سوریه و لبنان در اینجا حضور پیدا کردند، این نشان از ریشه دواندن محبت این شهید در قلب‌های مجاهدین منطقه و عالم است. همین جوانی که سن زیادی نداشت ولی تاثیر بزرگی داشت.
یکی از ویژگی‌های برجسته حسین ـ به جای مرتضی از لفظ حسین در این شب ابتدای محرم حسین یاد کنم، او به حرمت حضرت معصوم(ص) فامیل قمی را برای خود، برای تبرک جستن به این جایگاه و نام حسین را برای پیروی از این راه انتخاب کرد ـ این بود که در بحران و سختی که عموماً در بحرا‌ن‌ها شخصیت افراد بیشتر نمایان می‌شود، انسان یک ظرفیتی دارد در یک جایی نمی‌کشد، هر چه بحران سخت‌تر می‌شود، شجاعت او و قدرت احاطۀ او بر بحران و ادارۀ بحران بیشتر می‌شد، هجمه دشمن، فشار دشمن بر او هیچ اثری نداشت، شهادت او یک نمونه بارزی از این ویژگی مدیریتی این جوان شهیدِ بخش و شهر شما است که مایۀ افتخار همه ایران است.
در آن شب مدیریت او، ادارۀ او موجب شد بیش از 100 نفر نجات پیدا کنند و او به همراه چند شهید دیگر از جمله شهید حججی با یک پوتین و با نیمه پای برهنه و نیمه پای پوشیده، می‌جنگید، توانست دشمن را شکست بدهد.

 

4) خصوصیت های عمومی شهدا
شهدا وقتی تعریف می‌شوند تعریف همۀ شهدا است تعریف یک نفر نیست، عمومیت دارد ما اگر بخواهیم روی هر کدام دقت و تمرکز کنیم، همین خصوصیات را دارند. هم صلابت حسین در میدان جنگ و اداره آن میدان و نجات آنها و بعد مجروحیت شدید او نه یکبار بلکه 4 بار در صحنۀ‌ درگیری و بعد شهید شد و هم ایستادگی و صلابت او در زیر تیغ چاقوی تیز دشمن، شهید حججی، این تابلوی زیبای معرفی جوان متدینِ شیعه و ولاییِ ایران است.
‌این برای همه قابل افتخار است، خم به ابرو نیاورد، تردید نکرد، برای جان خودش می‌توانست کار دیگری کند، می‌توانست تقیه کند اما ایستادگی در زیر همان دوربین‌هایی که داشتند لحظه به لحظه ذبح کردن او را به نمایش می‌گذاشتند، بر هر چیزی ترجیح داد.

کلیات بحث
من می‌‌خواهم سه نکته را در این جلسه بگویم، یک موضوع دربارۀ چرایی این حضور جوانان ما است. دوم چرایی تصمیم حکومتی برای حضور در این میادین و مواجهه با چنین دشمنی. سوم عوامل موفقیت ما در طول این 40 سال انقلاب و هر چند صد سال دیگری هم که از انقلاب بگذرد، عوامل باثباتِ موفقیت‌آمیز این ملت چیست؟ ما باید اینها را بشناسیم اینها عوامل واقعی و حقیقی هستند و کاذب نیستند. همۀ تمرکز من روی این سه مساله است.

 

5) حضور داوطلبانه ملتمسانه مدافعین حرم
شما می‌دانید البته بعداً همۀ کسانی که صدای من را می‌شنوند یا می‌‌بینند می‌دانند، همۀ کسانی که امروز در صحنه سوریه حضور پیدا می‌کنند برخلاف همۀ صحنه‌های دیگری که مانند جنگ تحمیلی یا صحنه‌های دیگری داشتیم آنها داوطلبانه نه، داوطلبانه مُلتمسانه در این صحنه حضور پیدا کردند.
 امروز با یک صحنه‌ای مواجه شدم، پدرخانم شهید به من التماس می‌کرد که به عنوان مدافع حرم پذیرفته شود و عجیب‌تر از این دیدم دختر جوانی که یک بچه شش ماهۀ شهید را با خودش حمل می‌کرد، او هم به من التماس می‌کرد پدر من را به عنوان مدافع حرم بپذیرید. من با صحنه‌های خیلی زیادی مواجه شدم، در همین جمع شما صدها نمونه وجود دارد، جوانانی که زن‌های خودشان را واسطه قرار دادند،‌ با امضای همسران جوان و یا مادران و پدران خودشان، پیش من و کسان دیگری آمدند و واسطه کردند و واسطه شدند که آنها را به عنون مدافع حرم بپذیریم.
 من یک نمونه از جوانی را دیدم که مفقود شد، با خودم در دوران دفاع مقدس بود، خانمش را واسطه قرار داد پشت چادر خانمش خجولانه پنهان شد، از خانمش خواهش می‌کرد در مقابل اصرار مخالفت من، برای پذیرفتن او اصرار کند! چرا؟ هیچ کس برای این امری که امروز به عنوان مدافع حرم نامیده می‌شود به عنوان ماموریت، انتخاب‌شده، تو برو، تو نرو وجود ندارد. همۀ اینها بدون استثنا، چه از عراق آمدند چه از افغانستان به نام فاطمیون آمدند، چه از پاکستان به نام زینبیون آمدند، به نام حیدریون و نام‌های مختلف دیگری آمدند، همۀ اینها بدون استثناء داوطلبانه آمدند.

 

6) جاذبه شهادت برای مدافعان حرم
و عامل یا سه عامل باعث این کشش است، شهدا خیلی انسان‌های تیزهوش و باذکاوتی هستند. دلیلش هم پیروزی و بُرندگی و بُرد آنها از صحنۀ دنیا است، این نشانۀ‌ تیزهوشی است. ذکاوت در این نیست که من چگونه ثروت‌اندوزی کنم یا در رقابت با کسی چگونه مکانی را تصرف کنم، ذکاوت این است که من چگونه بین دنیا و آخرت ابدی بتوانم برندۀ آخرت ابدی بشوم.
 ذکاوت این است که بین دو مرگ اختیاری و اجباری انسان بتواند خودش داوطلبانه آن مرگ اختیاری را انتخاب کند. مهمترین جاذبه‌ای که این جوان‌ها را به سمت خود می‌کشاند جاذبه شهادت است. جاذبه شهادت یعنی حیات ابدی، یعنی همین که امام فرمودند ما از درک مقام شهدا عاجزیم همین بس که آنها عند ربهم یُرزقون‌اند. این عند ربهم یُرزقون‌اند پای همه در تفسیر، تحلیل و فهم آن می‌لنگد که این معنای آیه مبارکۀ «وَلاتَحسن الذین قُتلو فی‌سبیل‌الله اَمواتاً بل احیائاً عِند رَبهم یُرزقون» این چیست؟
وقتی یک شخصیتی مانند امیرالمومنین(ع) دژ و قلعه رسالت جایگاهی که نبی مکرم اسلام در درون آن قلعه آرامش پیدا می‌کرد، او در بیانات خودش می‌فرماید ولله اگر اشتیاق من به شهادت نبود در دیدار با دشمن، خطاب به مردم زمان خودش شما را ترک می‌کردم و افسار این مَرکب را رها می‌کردم و از شما فاصله می‌گرفتم.
این جاذبه کوچکی نیست، فوق کلُ برٍ بر، حتی یقتل رجل فی‌ سبیل‌الله فَلَيْسَ فَوقَه بِر، این تیزهوشی می‌خواهد، این یک عامل بزرگ و جذاب است، مانند یک مدار مغناطیسی عظیم انسان‌های مستعد را به سمت خودش می‌کشد. این کاری به فرمان حکومتی ندارد، راه را هم ببندید راه پیدا می‌کند و می‌رود. من برادرهای ایرانی کم ندیدم که برای خودشان رفتند مانند دفاع مقدس نوجوانی در شناسنامۀ خودش دست می‌برد، سن خودش را بالا می‌برد برای اینکه بتواند از سن 13 و 15 سال عبور کند و در جبهه حضور پیدا بکند، من چندین شهید را می‌شناسم که به نام برادران افغانی خودشان را جا زدند و وارد این جبهه شدند.

 

7) حس انسانیت در مدافعان حرم
عامل دوم عامل انسانی است، عامل انسانی هم عامل کوچکی نیست. شما امروز در تلویزیون حادثه میانمار را می‌بینید، چه حالی دارید؟ مانند کسی که داخل تابۀ روی آتش گذاشته‌شده‌ای است، آرام ندارد، صدها نفر ما را سوال‌پیچ می‌کنند که چرا کاری برای مسلمانان میانمار نمی‌کنید؟ این حادثه و وجدان انسانی است.
وقتی می‌ّبینید یک شهری با یک و نیم میلیون جمیعت در محاصره قرار گرفته است،‌ وقتی دو شهر کوچک نُبل و الزهرا در محاصرۀ کامل قرار می‌گیرند،‌ وقتی می‌بینید عامری و سامرا در محاصره قرار می‌گیرد، وقتی می‌بیند انسان‌هایی در یک هجمه وسیعی از افرادی که از گرگ بدسیرت‌تر هستند، آمادۀ دریدن هستند، هر انسان باوجدانی نمی‌تواند این را تحمل بکند و حرکت می‌کند.
اینکه فرمودند اگر کسی فریاد مظلومی را بشنود و به کمک او نشتابد، او مسلمان نیست، اگر کسی گفت یا لَلمسلمین و کسی به فریاد او نرسید، او مسلم نیست، این حس انسانی است.

 

8) خطرپذیری مدافعان حرم برای حفظ کشور
نکتۀ سوم او می‌بیند این خطر، این به دلیل این تیزهوشی و بصیرت شهدای ما است و به دلیل بصیرت مجاهدین هم‌اکنون در صحنه‌های مختلف ما است، می‌بیند اگر با این خطر مواجه نشود، این خطر آنقدر خطرناک است که ملت خودش و ناموس خودش و دیگر کشورها را از بین خواهد برد. او داوطلبانه به استقبال این خطر می‌رود. لذا کشش چنین صحنه‌هایی در بُعد دینی و انسانی کشش بالایی است. طبیعی هم است جوانان مختلفی را به سمت خودش می‌کشد، جوانان متدین که مستعدتر هستند بیشتر اما عموماً در جامعه اثر می‌گذارد.
من یک روزی از هواپیما پیاده می‌شدم یک جوانی را دیدم که از این شلوارهای مُد جدید جین که پاره است پوشیده بود، به من گفت من می‌توانم مدافع حرم شوم؟! من خیلی تعجب کردم، گفت می‌دانم من را نمی‌پذیرید اما می‌دانی من دوست چه کسی هستم؟ گفتم نه! گفت من دوست سیدابراهیم هستم، سیدابراهیم از بهترین فرماندهان ما بود، فرمانده فاطمیون که خودش را به عنوان افغانی جا زد، وارد جبهه شد و بعد جبهه او را گرفت و نگه داشت و روز عاشورای سه سال قبل به شهادت رسید، من تعجب کردم، من از دوستان سیدابراهیم هستم، من هر هفته سر قبر او می‌روم.
یکی از خصوصیات شهید ترسیم راه است، فرهنگ مدافع حرم یک تحرکِ عظیمی، معنویتِ جدیدی، یک دگرگونی جدید در جامعۀ‌ ما، در جوانان و سطوح گوناگون ایجاد کرد.

 

9) چرایی ورود ایران به جبهه مقاومت
نکتۀ دوم اینکه چرا ما در بُعد حکومتی تصمیم گرفتیم در مقابل چنین حوادثی بایستیم؟ چرا در سوریه وارد شدیم؟ چرا در عراق وارد شدیم و کمک کردیم؟

 

10) پاسخگو نبودن دیپلماسی در برخی از مسائل
 چند مساله مهم است و چند مساله وجود دارد که حل آنها از راه دیپلماسی و دیپلماتیک غیرممکن است یعنی میخ دیپلماسی با هر چکشی به این سنگ سختِ این موضوع فرو نمی‌رود، این را با دیپلماسی نمی‌شود حل کرد، چون بعضی‌ها نادانسته سخن‌پراکنی می‌کنند. اگر بعضی از کارها با دیپلماسی قابل حل بود، هیچ کس مصلح‌تر از امیرالمومنین(ع) نبوده، هیچ‌کس مصلح‌‌تر از امام حسین(ع) نبوده، چرا امام حسین(ع) و امیرالمومنین(ع) در بعضی جاها دست به شمشیر بردند؟ و چرا امام حسین(ع) با خون خود و فرزندانش و فقهای حقیقی عالم اسلام از اسلام دفاع کرد؟ چون آن منطق منطقِ‌ دیپلماسی نبود.
امیرالمومنین(ع) در جنگ خوارج همینطور، در جنگ با معاویه همینطور، وقتی که منطق طرف مقابل این است که شما از نظر دینی واجب‌القتل هستید و کشتن شما و هر میزان بیشتر کشتن شما، بهشت را بر او واجب می‌کند، برای کسی که تو را واجب‌القتل می‌داند آیا امکانی برای دیپلماسی وجود دارد؟ برای کسی که در انتحاری عمل کردن مسجد، حادثۀ رستوران ناصریه را دیدد، اینها اهل جنگ بودند؟ اینها در میدان جنگ بودند و لباس جنگ به تن کرده بودند؟ اینها از میدان جنگ برمی‌گشتند؟ نه اینها زن و کودک و مردم عادی بودند، در رستوران و جای دوری بیش از 500 کیلومتر از صحنه نبرد دورتر بودند داشتند غذا می‌خوردند، در این حادثه صد نفر به خاک و خون کشیده شدند و به شهادت رسیدند.
با دشمنی که تو را واجب‌القتل می‌داند امکان دیپلماسی وجود دارد؟ اینجا جهاد می‌خواهد. چرا مرجع عالی‌مقام شیعه، حضرت آیت‌الله سیستانی آن حکم بلندبالای جهاد را صادر کرد؟ راهی جز این نبود. چرا ولی‌فقیه و امام امروز جامعۀ ما اصرار به ایستادگی و حمایت از این جبهه برای خشکاندن ریشۀ این خبیثۀ خطرناک کرد؟
من نمونه‌هایی دیدم و از شنود می‌شنیدم بین چند جوان وهابی دعوا بود و تعدادی از آنها قهر کرده بودند و فرماندۀ آنها می‌خواست مشکل آنها را حل کند، می‌خواستند از این جبهه به جبهۀ دیگری بروند، حرف بر سر این بود که نوبت من بوده که عمل انتحاری انجام بدهم، اما این فرمانده نوبت من را به دیگری واگذار کرده است! منطقی که 1500 انتحاری در طول 7 ماه در عملیات موصل عمل بکند! این منطق منطقِ جهاد می‌خواهد، راهی جز اینکه شما با جهاد با آن مواجه بشوید ندارد، نمی‌توانید همۀ هدف او خشکاندن ریشۀ‌ دینی شما است و وقتی شما را واجب‌القتل می‌داند و نوامیس شما را غارت خود می‌داند همان کاری که در سَنجار شد، همان جنایتی که در اسپایکر و در سوریه و جاهای دیگر اتفاق افتاد. اینجا منطق این است که باید ایستادگی کرد.

 

11) هدف اصلی جبهه تکفیر ایران بود
دوم یک زمانی هدف جای دیگری است ربطی به ما ندارد، انسان می‌گوید این خطر مربوط به جای دیگری است به ما چه؟ یک وقت همۀ تلاش او این است که آن را از سر راه بردارد و به ما برسد. آن خبیثی که اعلام دولت اسلامی عراق و شام را کرد، او پل اول برای رسیدن به ما بود. آن کشوری که همۀ ‌مردم و جمعیت آن واجب‌القتل بود ایران اسلامی بود.
او می‌خواست از آن عبور کند،‌ ما می‌توانستیم بنشینیم و نگاه کنیم و ببینیم سوریه چه زمانی سقوط می‌کند. عراق چه زمانی سقوط می‌کند و او تجهیز می‌شود و با قدرتی صد برابر از مرزها وارد کشور ما بشود، صف‌آرایی بکند و شروع به کشتار بکند، هیچ انسان هوشمندی، هیچ مدیر مدبری، هیچ انسان مسئولی این را قبول نمی‌کند می‌گوید باید به سمت این شجرۀ خبیثه رفت و آن را از ریشه خشکاند.

 

12) مقاومت و ایستادگی، تنها راه حفظ استقلال کشورها
موضوع سوم اینجا هم دیپلماسی کارایی ندارد هدف دشمن از بین بردن استقلال شما است، تصرف کشور شما است، مانند کاری که صدام با کشور ما کرد، 20 هزار کیلومترمربع از خاک ما را اشغال کرد، اگر راه باز بود همانطوری وقتی به نزدیکی اهواز رسیدند، سوال کردند تا تهران چند کیلومتر است؟ تا تهران می‌آمدند. همان کاری که اسرائیل و رژیم صهیونیستی با فلسطین کرد، این راهی جزء مقاومت ندارد.
این راهی جزء ایستادگی،‌ ایثار، فداکاری، جانفشانی و اهدای جان ندارد، چرا در جنگ تحمیلی بیش از دویست هزار شهید متحمل شدیم و قبول کردیم؟ اگر نمی‌کردیم چه می‌شد؟ عرفات اسلحه را بر زمین گذاشت و با خدعۀ مذاکره‌ای که او را فریب دادند اسلحۀ مبارزه را زمین گذاشتند، آیا کسی تصور می‌کند ملت فلسطین می‌تواند بدون جهاد، ایثار و فداکاری بر جغرافیا و ارض خودش مسلط شود و دشمن را بیرون بکند؟ با دیپلماسی امکان این وجود دارد که بتوان فلسطین را به فلسطینیان برگرداند؟ اینجا راهی مبارزه و فداکاری و ایثار وجود ندارد، اینجا باید ایستاد، اینجا جایی است که باید فداکاری کرد.

 

13) رهبری حکیمانه، نخستین عامل موفقیت یک ملّت
نکتۀ سوم عوامل موفقیت برای یک ملت چیست؟ ثروت عامل مهمی است اما آیا کسی می‌تواند بگوید کشورهای ثروتمند حتماً پیروز هستند؟ ثروت عامل قوت و قدرت است اما عامل پیروزی نیست، عامل اصلی پیروزی دو عنصر و دو عامل بسیار مهم و ارزشمند است، تاریخ امروز و دیروز بشر این را به ما ثابت می‌کند و آن دو عنصر، عنصر رهبری و عنصر انسان‌های فداکار است.
اگر ملتی فاقد یک رهبری هوشمند، یک رهبری حکیم، بصیر، آگاه و متقی باشد، شکست می‌خورد، چرا بیداری اسلامی در کشورهای عربی منجر به موفقیت نشد؟ مردم مصر، تونش، لیبی به صحنه آمدند، بیداریِ اسلامی بود اما چرا این بیداری اسلامی نتوانست به یک انقلاب اسلامی دیگری تبدیل شود؟ دلیل اصلی آن این بود توده‌‌ها، فرسنگ‌ها جلوتر از رهبران بودند و ملت‌ها فاقد رهبری بودند، چرا اخوان‌المسلمین اینگونه در مصر فروریخت؟ حکومت داشت، حکومت تاسیس کرد، پارلمان تشکیل داد اما چرا مصر بزرگ موفق نشد؟ رهبری. اگر ملتی فاقد این عامل بود، این ملت اگر دنیایی ثروت داشته باشد، ناموفق است.
دلیل اساسی شکست‌های امروزِ آمریکا در منطقه ما، نداشتن یک رهبری حکیمانه و حاکم بودن رهبران جاهل است. عامل موفقیت ملت ما در طول این 40 سال و این پیشرفت عظیمی که امروز ایران را به عنوان محور و قطب عالم اسلامی تبدیل کرده است، برجسته‌ترین ‌آن رهبری بوده است، ملت ایران بودند، همین ملت 50، 60 سال قبل هم بود، در زمان قاجار بود، در ابتدای دورۀ پهلوی بود اما چون امام خمینی نبود این ملت نتوانست به موفقیت برسد، وقتی رهبری کما اینکه امروز در جامعه مقام معظم رهبری فرسنگ‌ها در جلوی ملتش دیده‌بانی می‌کند، مراقبت می‌کند، به موقع فریاد می‌زند، اعلام آماده‌باش می‌کند، ملت را بسیج می‌کند و به مسئولین جهت می‌دهد، رمز اصلی موفقیت این ملت رهبری است.

 

14) انسان‌های فداکار، دومین عامل موفقیت یک ملّت
عامل دومی که هم‌پا و همراه رهبری است که اگر جامعه از آن غفلت بکند که امروز آثار این غفلت در جامعۀ ما بعضاً مشهود است، عامل انسان‌های فداکار است، این عامل خیلی بزرگ است، رهبر جامعه اگر امام معصوم باشد، علی‌ّبن‌ابیطالب باشد، چه چیزی حکومت امیرالمومنین را در جامعه خودش، امیرالمومنین با آن ذکاوت، شجاعت و بصیرتش، دچار مشکل کرد؟
نبود انسان‌های فداکار، این از کلام امیرالمومنین مشهود است، چه آنجایی که یاران خودش را یاد می‌کند  "الْقَومُ الَّذِینَ دُعُوا إلَى الاسلاَمِ فَقَبِلُوهُ، وَقَرَؤُوا الْقَرآنَ فَاحکَمُوهُ، وَهِیجُوا إلى الجِهَادِ فَوَلِهُوا وَلَهَ اللِّقَاحِ إلَى اَولاَدِهَا..." با تاسف چرا وقتی شخصیتی مثل مالک شهید می‌شود، امیرالمومنین اینقدر متاثر می‌شود؟ این تاثیر انسان‌های فداکار است، رهبری ولو امام معصوم باشد اگر جامعه‌ای از انسان‌های فداکار تخلیه شد، آن جامعه دچار مشکل خواهد شد.
اگر جامعه‌ای بر انحطاط جوانان خودش اصرار کرد، آن جامعه دچار خسارت بزرگی خواهد شد. به این دلیل وقتی مالک شهید شد و خبر شهادت او را فهمید فرمودند، هَل موجودُ کمالک؟ می‌شود مثل او را پیدا کرد؟ "هَل قامَتِ النِّساءُ عَن مِثلِ مالِک!" امکان دارد زن‌ها کسی مثل مالک را متولد کنند؟ "وَاللَّهِ لَيهُدَّنَّ مَوْتُكَ عَالَما وَ لَيفْرِحَنَّ عَالَما"، به خدا قسم مرگ تو یک عالم را ویران کرد و یک عالم را خوشحال کرد، عالم علی را ویران کرد و عالم معاویه را خوشحال کرد. تاثیر انسان‌های فداکار است و وقتی این انسان‌ها می‌روند، امام علی، امام معصوم تنها می‌شود، نگاه می‌کند و متحیر می‌شود "يَا اشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ، حُلُومُ الْأَطْفَالِ وَ عُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَال".

 

15) ضرورت تقدیر و تقدیس فرهنگ ایثار و فداکاری
خطاب من اینجا به نخبه‌های کشورمان است، به هنرمندان، به نویسندگان، اساتید جامعه، اساتید دانشگاه‌ها و مسئولین کشوری، اگر این فرهنگ ایثار و فداکاری همانطوری که در بیانات مقام معظم رهبری بود این فرهنگ مورد تقدیر و تقدیس قرار نگیرد، ما در هر بُعدی خسارت می‌ّبینیم؛ انسان یکی از این سه زوایای غیرت را باید داشته باشد، یا غیرت دینی، یا غیرت انسانی یا غیرت ملی. نمی‌شود کسی نام انسان بر خودش بگذارد، فاقد یکی از این سه عنصر باشد، اگر غیرت دینی ندارد باید غیرت انسانی داشته باشد وگرنه باید غیرت عاطفی نسبت به خانواده و اطراف خودش داشته باشد.
ما باید ببینیم، خواهر و برادر من،‌ استاد دانشگاه، نویسنده محترم، هنرمند بزرگواری که فیلم می‌سازی، یا مدعی ملیت هستیم یا مدعی انسانیت یا مدعی دین و مذهب هستیم، هر ادعایی که داریم باید نگاه بکنیم چه بذری در جامعه خودمان می‌کاریم؟ چه جوانانی در جامعه و دانشگاه تربیت می‌کنیم؟
استاد عزیز اگر جامعۀ فردای ما فاقد چنین جوانان فداکار و غیرتمندی شد، این جامعه بالاترین ثروت‌ها را هم داشته باشد، با هر هجومی و هر تحرک و طمعی از بین خواهد رفت. این وظیفۀ ملی ما است، این وظیفۀ انسانی ما است، ما باید این روح، این فرهنگ را در جامعۀ خودمان ترویج کنیم مگر می‌َشود کسی شهید را دوست نداشته باشد؟
مگر می‌توان قبول کرد کسی برای من، خانه و ناموس من، آرامش و آسایش و مقام من، جان خودش را در آتش بیفکند و من از او بیزار باشم و او را دوست نداشته باشم؟ این ممکن است چه نگاهی باشد؟ باید بذر ایثار و فداکاری را در همۀ سطوح کسانی که به عنوان نخبه‌های فرهنگی در جامعه ما هستند و صدهاهزار جوان و نوجوان ما در دامن آنها تربیت می‌شوندف باید این بذر فداکاری و ایثار را بکارند تا فردای این ملت یک حاصل ارزشمندی داشته باشد.

 

16) ضرورت توسعه فرهنگ دفاع مقدس
اگر این نشد ما در همۀ آن حوادث و تلخی‌ها و دردها سهیم هستیم، چرا امروز مقام معظم رهبری اینقدر بر توسعۀ فرهنگ دفاع مقدس تاکید دارند؟ اغلب کتاب‌هایی که قرائت می‌کنند، کتاب‌هایی که تقریظ می‌نویسند، کتاب دفاع مقدس است؟ برای اینکه به من و شما توجه بدهند، این فرهنگ فرهنگِ‌ نجات‌بخش کشور است.
لذا در همۀ سطوح مسئولین کشور، هنرمندان کشور در ترویج این فرهنگ نقش دارند و همۀ ما باید ایفای نقش کنیم تا جامعه ما همانطوری که تا به امروز به دلیل بذرهای مبارک و پاک و منزه و مطهری که در جامعۀ ما کاشته شد که امروز بخشی از چهره‌های تابناک شهدا را در اینجا می‌بینید، از این ملت دفاع کردند، اقتدار ایجاد کردند.

 

17) آثار شهید و شهادت در جامعه امروزی
 شهید فقط در آن سه قسمی که عرض کردم به پیروزی نمی‌رسد، پیروزمندترین انسان در دنیا و آخرت شهید است. اولین اقدام او دفع خطر از ملت است، پیشگیری و اصطلاحی که به نام بازدارندگی عرف است با فداکاری حاصل می‌شود، چرا دشمن به ما طمع نمی‌کند؟ چرا جرات تجاوز به خاک ما را ندارد؟ چرا کسی تصور نمی‌‌کند در ایران می‌تواند موفق شود؟ دلیلش این تجربۀ موفقی است که ملت ما از خودش بروز داد.
‌ دوم ترویج محبت است، امروز برخلاف آن چیزی که همه تصور می‌کردند و می‌خواستند و برای آن تلاش کردند که این جنگ جنگِ طایفه‌ای بشود، جنگ شیعه و سنی بشود، امروز بیش از هر زمان دیگری از تاریخ و عالم شیعه و سنی محبت بین شیعه و سنی ایجاد شده است برغم تصوری که وجود داشت، چون خون جوانان شیعه برای دفاع از نوامیس اهل سنت بر زمین ریخته شد.
اگر جوانان شیعه در موصل به شهادت نمی‌رسیدند امکان نداشت سال‌‌های طولانی کسی بتواند این شهر را از دست این شرّ خارج کند، اگر خون جوانان شیعه از افغانستان و پاکستان و ایران به مدد مردم حلب نرفته بود، این شهر در زیر تیرهای آختۀ داعش ذبح می‌شد. اینها را من از زبان علمای سنی می‌گویم نه از زبان خودم! نه به عنوان تعریف یک شیعه از شیعه، نه! این امروز یک واقعیت تثبیت‌شده‌ای است.
‌ امروز اعتماد به ایران و به ملت ایران، به قدرت و اقتدار ایران در طول تاریخ ایران بی‌نظیر است، چنین چیزی سابقه ندارد. امروز ملت‌ها و دولت‌ها به ایران بالاترین سطح اعتماد را دارند، چون ایران توانست ناجی ملت‌های مختلفی بشود، هیچ کشوری هم در دنیا نمی‌تواند بخصوص کشورهای استکباری و استثماری، در این پیروزی با ملت ایران رقابت کند، چون نوع عمل ملت ایران و رهبری ایران و فرزندان این ملت با آنها کاملاً‌ متفاوت است. وقت نیست من توضیج بدهم شیوه‌های عمل ما چگونه است، این شیوه‌ها، شیوه‌های موفقی است لذا می‌خواهم عرض کنم در اربعین شهید بزرگواری که سند افتخاری از این نقطه است، در فاصلۀ بیش از چند هزار کیلومتر برای دفاع از مسلمان‌ها و حرم مسلمان‌ها را مانند حرم حضرت زینب(ص) قرار داد و به دفاع از آن پرداخت عرض کنم.
 ما اگر به این عوامل توجه کنیم بر همۀ سختی‌ها و مشکلات و بر همۀ توطئه‌ها فائق خواهیم آمد کما اینکه تاکنون همین‌گونه شده است، ما همۀ اینها را مدیون رهبری عزیز، بزرگوار و حکیم‌مان و مدیون جوانان فداکار، سلحشور و پاک کشورمان هستیم و مدیون خانواده‌هایی هستیم که بی‌ادعا، بدون چشم‌داشت به چیزی عزیزترین ثمره‌های جان خودشان را روانۀ این میدان کردند و جمهوری اسلامی را در همۀ این میادین سربلند و پیروز کردند.

 

18) وعده انتقام شهادت شهید حججی
من در پیامی که برای شهادت شهید حججی دادم گفتم ما انتقام خواهیم گرفت، ما باید به وعدۀ خودمان صادق باشیم آن انتقام کمتر از سه ماه دیگر اعلام پایان داعش و حکومت داعش در این کرۀ خاکی خواهد بود. ما ضربات خودمان را قاطعانه، بدون وقفه برای اینکه این سه ماه را به دو ماه تبدیل بکنیم و پایان عمر این شجرۀ خبیثه و این غدۀ سرطانِ خطرناکِ‌ ساخته‌شده به دست آمریکا و اسرائیل را ریشه‌کن خواهیم کرد و جشن آن را در ایران و در بین همۀ منطقه اعلام خواهیم کرد.
هیچ ملتی و هیچ کشوری و هیچ دولتی جزء دولت و مردم عراق، دولت و مردم سوریه مقاومت ارزشمند عراق و لبنان، جوانان غیور مجاهدی که از جاهای گوناگون آمدند و جمهوری اسلامی در راس آن نمی‌تواند ادعای پیروزیِ ریشه‌کنی داعش را داشته باشد، آمریکا و این سخنان جاهلانه‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا بر زبان جاری کرد، هرگز در طول این دورۀ پیدایش داعش حرکتی را برای ریشه‌کنی داعش انجام نداد.
 برعکس بخشی از تحلیلگران آمریکایی اعلام کردند آمریکا نباید بگذارد داعش در منطقه از بین برود! این کلام تنها از ما نبود، اسناد مبارزاتی خود این جاهلِ حاکمِ امروزِ در آمریکا است که مردم آمریکا از دست او به ستوه آمدند. او اسناد پیدایش و ایجاد داعش را توسط دولت آمریکا اعلام کرد، چطور ممکن است دولتی که خود موسس داعش بوده است و در ایجاد این فتنه نقش بزرگی داشت، امروز مدعی مبارزه با آن باشد؟ این مبارزه و این پیروزی مختص ملت و دولت و رهبری ایران و ملت و دولت عراق و سوریه و جوانان مجاهدی است که در جبهه مقاومت حضور داشتند و لاغیر.

 

سخن پایانی
انشاءالله به زودی شاهد این جشن بزرگ و باشکوهِ عالمی و منطقه‌ای و اسلامی و ملی خواهیم بود. خداوند انشاءالله همۀ شما را موفق و موید بدارد، شهدای ما را با سرور و سالار شهیدان حسین‌‌بن‌علی محشور بگرداند، پدر و مادران و همسران و فرزندان شهیدان ما را اجر و پاداش اخروی عطا کند، رهبر عزیز و بزرگوار ما را برای همۀ ما حفظ بگرداند.

-

 

1399/08/18 - ١٦:٥٦ / شماره خبر: ١٥٥٢ / تعداد نمایش خبر: 193
1399/08/18 - ١٦:٥٦ / Code: ١٥٥٢ / Number: 193
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





«نشریات علمی دانشکده»

  فصلنامه مدیریت راهبردی دانش سازمانی          فصلنامه پژوهش‌های مدیریت منابع انسانی          فصلنامه مدیریت اسلامی          فصلنامه علمی پژوهش های راهبردی بودجه و مالی           نشریه علمی پژوهش های مدیریت سیستم

آدرس: تهران - بزرگراه شهید بابایی - دانشگاه جامع امام حسین (ع) - پردیس مرکزی- دانشكده و پژوهشكده مدیریت و اقتصاد

تلفن تماس: 77105823-021    پست الکترونیکی: ckm@ihu.ac.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دانشگاه جامع امام حسین(علیه السلام) می باشد.
همراهان این صفحه:47596