چهارشنبه ٣٠ مهر ١٣٩٩
 


چاپ خبر Print
متن سخنرانی سردار سلیمانی در یادواره‌ی شهدای ادوات لشگر 41 ثارالله کرمان

موضوعات مرتبط: بانک اطلاعاتی شهید حاج قاسم سلیمانی

 

متن کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی
در یادواره‌ی شهدای ادوات لشگر 41 ثارالله کرمان

(کرمان: مهر 1392)

پیاده سازی و تدوین:
دانشکده و پژوهشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه جامع امام حسین(ع)

"دانلود متن کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی در یادواره‌ی شهدای ادوات لشگر 41 ثارالله کرمان"

"دانلود فیلم کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی در یادواره‌ی شهدای ادوات لشگر 41 ثارالله کرمان"

مقدمه:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، نثار روح منور و مطهر جمیع شهدا بالاخص روح تابناک و منور امام، رضوان‌ الله تعالی علیه و برای شادی روح شهدای ادوات، شهید عزیز بزرگواری که در محضرش هستیم، اجمائاً صلوات. برای سلامتی رهبر عزیز و بزرگوارمان، طول عمر بابرکتش و سلامتی همۀ خدمتگزاران به این نظام صلوات دوم را بلندتر بفرستید.

این جلسه در محضر شهید گمنامی در حال انجام است، جلسۀ یادوارۀ شهدای ادوات لشکر ثارالله است، دوستانی که اینجا آمدند، نمایش اجرا کردند یک قدری از ادوات حرف زدند البته ادوات در نوک پیکانِ‌ جبهه بود. من چون هفته دفاع مقدس است یک بحث مفصل‌تری از دفاع مقدس دارم و بعد هم بحث مشخصی پیرامون خود ادوات، نقش این واحد موثر و بسیار ارزشمند در دوران دفاع مقدس.

در همین ابتدا به این جملۀ کوتاه اکتفا می‌کنم، اینکه برادر عزیزمان آقای افشار فرمودند که خودشان یک شهید زنده هستند و ایشان و برادران سابق تیپ ادوات در شکل‌گیری این یادواره و در معرفی شهدای ادوات خیلی زحمت کشیدند، فرمودند که 380 شهید در ادوات به شهادت رسیدند، اگر شما سه برابر همین را هم مجروح درنظر بگیرید که هزار نفر یا هزار و چند نفر در این مجموعه خدمتگزار جنگ مجروح شده باشند، یعنی قریب به 1500 نفر در ادوات لشکر،‌ ‌ از یک جمعیت 6 هزار نفری شهید و مجروح داشتیم. معنایش این است که از هر 4 نفری که در این واحد وارد شدند، یا شهید شدند یا مجروح شدند، این نشان از آن تاثیر ادوات و تقدم ادوات در مسالۀ جنگ دارد. حالا من این را بعداً در عرایض عرض خواهم کرد.


گرامیداشت هفته دفاع مقدس
اولاً هفته دفاع مقدس را به شما خواهران و برادران بزرگوارم تبریک و تهنیت عرض می‌کنم، انشاءالله خداوند به همۀ ما توفیق بدهد که یاد و خاطرۀ شهیدان‌مان را و آن دوران بسیار ارزشمند را همیشه در دل و جان و یاد خودمان زنده نگاه بداریم چه با این یادواره‌ها و چه بدون این یادواره‌ها، یاد شهیدان، یاد دفاع مقدس فقط با یادواره‌ها و کنگره‌ها نیست، درواقع امروز الحمدلله در زندگیِ تک تک مردم ما دفاع مقدس و فرهنگ آن وارد شده است، لذا یک یاد پیوسته‌ای است که در یادها و جا‌ن‌ها ماندگار است.


شرایط جنگ در دوران دفاع مقدس
بخواهیم پیرامون دفاع مقدس صحبت بکنیم باید ابتدائاً‌ به چند نکته توجه بشود، مهمترین و اولین آن شرایط جنگ است، ما اگر می‌خواهیم هنر فرزندان این ملت را در دوران دفاع مقدس خوب لمس بکنیم و بفهمیم که می‌فهمیم، باید ببینیم این جنگ در چه شرایطی به ما تحمیل شد؟ ما در چه شرایطی بودیم که این جنگ واقع شد؟ و بعد دشمن در چه شرایطی بود؟ او با چه آمادگی و اطمینانی جنگ را علیه ما شروع کرد و این هدف‌گذاری را انجام داد؟ این مقدمه و پایۀ هر بحثی برای ورود به بحث دفاع مقدس است. اگر ما به این توجه بکنیم تا حد زیادی می‌توانیم به اصل این هنر و ارزش و یا این دستاورد بزرگ توجه کنیم.


تحمیل جنگ در سخت‌ترین شرایط نظام و انقلاب
همه می‌دانیم جنگ در ضعیف‌ترین موقعیت نظام وانقلاب به ما تحمیل شد، یعنی ما در شرایط سیاسی و داخلی و نظامی بودیم که در طول دورۀ انقلاب جزء ضعیف‌ترین دوره‌های ما بود، اولاً خود مسئولین نظام مشغول ساماندهی وضع کشور بودند و کشور هنوز ثبات خودش را در ابعاد سیاسی پیدا نکرده بود، هنوز دعواهای داخلی پیرامون ثبات کشور وجود داشت، منافقین جنگ مسلحانه را علیه کشور ما شروع کردند، توطئه‌های گروه‌های چپ، حزب توده، مارکسیست‌ها در کشور ما وسعت پیدا کرده بود، این دو جریان جوان‌های ما را تحت تاثیر خودش قرار می‌داد، کردستان گروه‌های شورشی، تجزیه‌طلب، ضدانقلاب چه آنهایی که در اثر نظام فرار کرده بودند و به کردستان رفته بودند، چه تحریک خارجی و چه گروه‌های ضدانقلاب کردی، یک بَلوای بزرگی در کردستان ایجاد کرده بودند، ارتش ما در یک حالت نابسامانی بعد از انقلاب بود،‌ در تغییر و تحویل فرماندهان‌شان و حوادثی که شما یادتان است وقتی که آقای مدنی استاندار خوزستان بود، او آمد همۀ سربازان را بر مبنای یک طرحی، آن طرح هم خیلی مورد بررسی قرار نگرفت، در استان‌های خودشان فرستاد مثلاً لشکر 92 زرهی، ارتش که یک لشکر قوی بود و در خوزستان لشکر استراتژیک و مهم بود، وقتی به تانک‌های لشکر 92  نگاه می‌کردید می‌دیدید، خدمه‌های یک تانک که 4 نفر در یک تانک هستند اگر یک نفر کرمانی بود، یکی بوشهری بود، یکی اصفهانی بود همه داخل خانه‌های خودشان رفتند، این تانک مثل یک تک‌پارۀ آهنی باقی مانده یا یک نفر خدمه باقی مانده عملاً لشکر از هم پاشیده است.

ما در اوج بهم‌ریختگی و نابسامانی دورۀ اول انقلاب بودیم که این جنگ انجام شد، شاید جزء ناجوانمردانه‌ترین اقداماتی که صدام و حامیان صدام و طراحان جنگ انجام دادند، زمان انتخاب جنگ علیه کشورمان بود. خود نفس زمان و موقعیت زمانی تاثیر سنگینی و اساسی در پیروزی و شکست یک طرف دارد، خیلی مهم است شما به یک طرف در خواب حمله کنید، در یک حالت ناآمادگی به او حمله کنید یا در یک حالت آمادگی به او حمله کنید، باورکردنی نبود یک کشور عربیِ اسلامی بدون سبب، بدون اینکه یک تجاوزی صورت بگیرد، بدون اینکه یک حادثه‌ای اتفاق بیفتد با یک بهانۀ واهی، با همۀ امکاناتش به یک انقلاب نوپای تازه‌تاسیسِ در حال شکل‌گیری، حمله کند! این نکتۀ‌ اول در مسالۀ جنگ است، البته خود این خیلی بحث دارد، چون وقت 45 دقیقه است، مختصر این را می‌گویم وگرنه در بحث جنگ باید یک مقدمۀ محکم جنگ همین است، باید در داخل کشور، شرایط ما خوب بررسی شود.


عدم آمادگی سپاه در شروع جنگ
برادران سپاهی شما، فرزندان سپاهی شما اصلاً‌ آمادگی چنین چیزی را نداشتند، امروز ما یک لشکر ثارالهی اینجا داریم، بعد از دوران دفاع مقدس شکل گرفت، آن زمان ما در همین ساختمانی که کنارش حسینیه است، ساختمان ساواک بود، همۀ سپاه در صد و چند نفر در همین ساختمان تعریف می‌شد، یک مجموعه تازه‌تاسیسی که اقدامات امنیتی انجام می‌داد، آمادگی برای جنگ، ابزار برای جنگ، نه سپاه شناختی از ابزار جنگ داشت، نه سازمان و ساختار جنگ را داشت، هیچ کدامش نبود، این وضع بود، زمانی که آنها جنگ را به ما تحمیل کردند.


آمادگی عراق برای شروع جنگ
 آن وقت خودشان چه کرده بودند؟ حالا آن طرف صحنه را هم نگاه کنیم،‌ ببینیم دشمن در چه حالتی بود؟ دشمن از سال 58 دقیقاً نشان می‌داد در اسناد هم وجود دارد، صدام طراحی حمله به ما را در ذهن خودش داشت،‌ از سال 58 دقیقاً قریب یکسال و چند ماه قبل از شروع جنگ، او نقشۀ حمله به ما را در ذهن خودش داشت. در تاریخ عراق اینها ثبت است، پرفروش‌ترین دورۀ نفت عراق در سال 1358 و 59 است، تنها دوره‌ای که عراق موفق شد روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت بفروشد، با این فروش نفت اضافه آمد و هدف او این بود که یک ذخیرۀ ارزی و پول مناسبی برای جنگ فراهم کند، این کار را کرد، در همان مقطع آمد به طور جدی و اساسی یک ذخیرۀ ارزی مناسبی را ـ‌در ذهنم دقیق نیست که آمار ذخیره ارزی عراق در آن روز چقدر بود ـ اما رقم درشتی بود، توانست این کار را انجام بدهد و زمینۀ آن را فراهم کند.


خرید عمده تجهیزات جنگی عراق پیش از شروع جنگ
در طول یکسال و خرده‌ای همۀ تجهیزات موردنیاز و ضروری خودش را از دنیا آورد، سعی کرد آن نابرابری‌هایی که ارتش عراق در مقابل ارتش ایران در قبل از انقلاب داشت،‌ به سرعت آن نابرابری‌ها را جبران کند، بعداً هم در دورۀ دفاع مقدس این استمرار پیدا کرد به یک نقطه‌ای رسید که حجم ارتش عراق از سرزمین عراق بزرگتر شد که همان آن حجم بزرگ چگونه خطای استراتژیک صدام برای حمله به کویت شد کما اینکه این خطای اولیه را انجام داد، بعداً خطای دوم را انجام داد.


پشتیبانی مالی کشورها از صدام
طرف‌های خارجی خصوصاً غربی‌ها و بخش مهمی از کشورهای عربی که بعداً آنها به صندوق مالی جنگ علیه ما تبدیل شدند، فقط پولی که سعودی و کویت و امارات به دولت عراق و صدام در طول دورۀ جنگ کمک کردند، فقط پول این سه کشور که بلاعوض به آنها دادند، دو و نیم برابر کل بودجه‌ای بود که ما در کشورمان هزینۀ جنگ کردیم منهای هزینه‌هایی که صدام در جنگ انجام داد، هزینۀ مستقیم مدنظرم است نه کمک‌های غیرمستقیم، کمک‌های مستقیمی که آنها پول دادند، صدام با بودجه عربستان، کویت و امارات،‌ خیلی راحت از دنیا خرید انجام می‌داد، اینکه بر سر ما مثل باران گلوله می‌بارید، این برازندگی از آن دارندگی بود که کشورهای عربی برای او فراهم کرده بودند. این دو نیم برابر هزینه‌ای بود که ما در جنگ صرف کردیم. اگر به اینها توجه نکنیم نمی‌توانیم عمق این هنر را  و بزرگی و عظمت این دستاورد را درک کنیم.

با این دو وضعیت، یک طرف ناآمادگی و درگیری و بهم‌ریختگی انقلابی، یک طرف یک سال و نیم تلاش با تمام قدرت، با استفاده از حامیان برای تشخیص و حمله، به این دو دلیل دشمن وقتی به ما حمله کرد به سرعت تا نزدیکی شهرهای بزرگ ما پیش آمد، بیخود نبود گفتند سرباز عراقی وقتی از رودخانه عبور کرده بود نزدیک‌ که رسیده بود، سوال کرد تا تهران چقدر راه است؟ چون چندین ساعت در این تانک آمده بود بدون درگیری و به نزدیکی اهواز رسیده بود، این سرباز نمی‌دانست حجم این کشور چقدر است، بعضی از برادران عراقی ما بعداً که از مهران تا تهران می‌آمدند، این کشور و این عرض را می‌دیدند می‌گفتند عجب! این یک قاره است!


جنگ تحمیلی، یک نبرد ناجوانمردانه
در این شرایط دشمن به ما حمله کرد،‌ در شرایط وضعی ما و شرایط وضعی آنها. ما در این نبردی که نابرابر بود تا آخر هم نابرابر بود و تا آخر هم ناجوانمردانه بود، این ناجوانمردی هم در آن هیمنه و هجمۀ وسیع بین‌المللی بود، یک طرف تنها یک طرف همۀ دنیا، شما به صحنۀ دشمن نگاه کنید حداقل تجهیزات 4 کشور مهم دنیا وجود دارد، در دنیا خیلی کم اتفاق می‌افتد که وقتی یک کشور تابع یک ساختار تجهیزاتی با یک کشور دیگر می‌َشود، خیلی بعید است کشور دیگری به او تجهیزات بدهد، معمولاً‌ هم اینطوری است، در دنیا ساختارها و سازمان‌های این ارتش‌ها یا شرقی است یا غربی است، تنها ارتش و نظام نظامی‌‌گری که ساختارش بومی است و تجهیزاتش بومی است، ساختار و سازمان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است، ما در دنیا نداریم غیر از کشورهای بزرگ که خودشان تولیدکننده هستند مثل آمریکایی‌ها، روس‌ها، عموم کشورهای دنیا تابع یکی از این ساختارها هستند، اصول یکی از این ساختارها را پذیرفتند، عراق در دورۀ دفاع مقدس، این موزانه به خاطر دشمنیِ‌ با ما بهم خورده، یعنی آن خطوط قرمزی که در کشورها مدنظر آنها بود و کشورها به آن توجه داشتند، وقتی تجهیزات شرقی جای تجهیزات غربی را نمی‌دادند، در اینجا این را بهم زدند، لذا شما هم تجهیزات وسیع مدرن روس‌ها را آنجا می‌دیدید، هم تجهیزات فرانسوی‌ها را، هم تجهیزات آلمان‌ها را و هم تجهیزات آمریکایی‌ها را، اینها همه در چنین محیطی جمع بود.


دستاوردهای هشت سال دفاع مقدس
ما اگر بخواهیم دستاوردهای این جنگ را ـ‌ خیلی وارد جزئیات نشوم ـ احصاء کنیم، برشماریم که ما در این جنگ به دست آوردیم، دشمن چه به دست آورد درحالی که ما دفاع‌کننده بودیم، ما هجوم‌‌کننده نبودیم، ما از خاک‌مان دفاع می‌َکردیم درحالی که ما غافلگیر شدیم، در حالی که آنها ناجوانمردانه و بدون تقصیر به ما حمله کردند، درحالی که ما در اوج ناآمدگی بودیم آنها به ما حمله کردند و آنها در اوج آمادگی بودند، درحالی که ما تنها بودیم و همۀ‌ دنیا با آنها بود. من اینها را عرض می‌کنم فقط نمی‌خواهم سطوح مادی را بیان بکنم می‌خواهم بگویم که اگر کشوری، دولتی، مردمی، رهبری، انسانی با خدا پیوند داشت، خدا او را چگونه کفایت می‌کند! تمام دفاع مقدس ما از ابتدا تا انتهایش پر از درس‌های دینی بود، شاید یکی از بهترین مظاهر دین‌شناسی عملی دفاع مقدس بود.


پیروزی بیرونی و پیروزی درونی
ما حداقل دو دستاورد مهم داشتیم یا دو نوع پیروزی در جنگ‌مان داشتیم یک پیروزی بیرونی، یک پیروزی درونی یا داخلی، پیروزی بیرونی ما این بود که ما سه شکست را بر دشمن تحمیل کردیم، شکست اول در هدف بود، درست است در اول یک پیشروی کرد و به نزدیکی شهرهای ما آمد، این هنر این ملت بود، این هنر را من نمی‌دانم چگونه می‌شود نوشت، فیلم ساخت و نشان داد، ای کاش فیلمسازان کشور ما در کنار این کار ارزشمندی که در برداشت‌ها از جلوه‌های دفاع مقدس فیلم می‌سازند یک فیلم جامعی برای دفاع مقدس ساخته می‌شد که در آن فیلم جامع مانند آن چیزی که در این فیلم‌های دینی، صدا و سیما ارائه کرد، مانند فیلم امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام رضا(ع) و فیلم‌های دیگر، یک فیلم جامع که یکجا مردم ما، مردم دنیا یک برداشت یکجا، در ابعاد مختلف از حقیقت دفاع مقدس بکنند ولو اینکه این یک سریال 40 قسمتی یا 60 قسمتی یا 100 قسمتی باشد، ارزش این را دارد، نه فقط ارزش این برای تکریم شهدا، تکریم خانوادۀ شهدا، تکریم رزمندگان، یادآوری دفاع مقدس، نه، برای تاریخ این ملت، برای تاریخ این ملت جزء مهمترین موضوعاتی است که باید به آن پرداخته بشود، ای کاش صدا و سیمای ما یا هر کجای دیگر از این کشور در کنار همت‌های بزرگ دیگری بروند چنین همتی نشان بدهند و بیایند، دفاع مقدس را از قبل شروع تا انتهای آن و حقیقت دو صحنۀ دو طرف آن را به تصویر بکشند.


ناکام کردن  دشمن در دستیابی به اهداف
اولین پیروزی که نظام جمهوری اسلامی به دست آورد، ناکام کردن دشمن در هدف بود، دشمن یک هدف حداقلی داشت و یک هدف حداکثری داشت، هدف حداکثری که هدف غایی او بود، چه از حداقل، چه در بُعد اول می‌خواهد به آن برسد، ساقط کردن نظام نوپای جمهوری اسلامی بود، می‌خواست این کار را انجام بدهد، می‌‌خواست انقلاب را در همان ابتدای ورودش، حالا که توطئه‌های دیگر موفق نشده بود، با این حرکت عظیم نظامی و این هیمنه‌ای که همۀ یا بخش مهمی از کشورهای عربی که‌آن قرار دارند، نظام را دچار مشکل بکند. در این هدف‌گذاری دشمن شکست خورد. این هدف‌گذاری در ماه‌های اول فشل شد و شکست خورد.


هدف دوم دشمن: تجزیه کشور
هدف دوم دشمن یا هدف حداقلی دشمن تجزیه بخشی از کشور ما بود، درواقع بخش مهم اشغالی را قریب 20 هزار کیلومتر را به اشغال درآورده بودند بخشی هم مدعی بودند که تصرف کنند، خصوصاً منطقه مهم، استراتژیک و ارزشمند و افتخارآفرین خوزستان را، البته این هم از حماقت‌های دشمنان ماست، در این دوره هم نیست در همۀ دوره‌ها، در همۀ تصوراتی که آنها از کشور ما داشتند تا حالا هم همینطوری است و نشان می‌دهد آنها در یک حماقت و یک جهالت خاصی به سر می‌برند، در تحلیل‌شان و در فهم‌شان از ملت ایران در ابعاد گوناگون، چه در ابعاد قومی و چه در ابعاد طایفه‌ای، چه در شناخت از شخصیت این ملت.

اینجا برای این کار دشمن تقریباً سه سال جنگ شد، سال 59، 60، 61، در طول این سه سال که کمتر از سه سال طول کشید تقریباً دو سال و اندی طول کشید، همۀ سرزمین‌های اشغالی از دست دشمن خارج شد، دشمن در درون سرزمین ما شکست خورد، مهمترین آن معنویات بزرگ و افتخارآفرین بیت‌المقدس بود، تنها بیت‌المقدس نبود واقعاً در سال 60 و این ابتدای سال 61 حملات و هجوم ملت ایران و رزمندگان به ساختارهایی که شکل گرفته بود،‌ برق‌آسا بود، مجال تفکر را از دشمن گرفت، آنچنان با سرعت، مصمم این هجوم‌ها صورت گرفت که یکی پس از دیگری دشمن را در درون سرزمین ایران نابود کرد، منهدم کرد و درهم فروریخت و بقیۀ آنها فرار کردند. شما به زمان‌های عملیات ما نگاه کنید، ساختارهای جنگ در سال 60، عملیات ثامن‌الائمه، عملیات طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، 4 عملیات کارساز، یک سال و اندی صورت گرفت، باورکردنی نبود یک ساختار که آن توضیح اولیه را دادم، آنقدر خودش را جمع کند و بتواند در یک چارچوب منظم، کارآمد وارد صحنه جنگ شود و بتواند دشمن را دچار انهدام اساسی بکند؛ این پیروزی دوم بود که اتفاق افتاد.


پیروزی بیرونی: تعقیب و تنبیه دشمن
پیروزی سوم در تعقیب و تنبیه دشمن در داخل خاک دشمن بود، لذا ما در صحنه جنگ در بعد بیرونی کاملاً پیروز شدیم، ممکن است ما هدف‌های آرمانی برای آزاد کردن ملت عراق داشتیم، برای کمک به ملت عراق برای اینکه از زیر یوق یک جنایتکاری مانند صدام خارج بشوند، این آمریکا نبود آمد برای اینکه صدام را سرنگون کند، این امام(ره) بود، این جمهوری اسلامی بود، قبول کرد در راه ملت عراق شهید بدهد برای اینکه ملت عراق از شرّ یک ستمگر نجات پیدا کند و به یک ملت کمک کند، ضمن اینکه در دفاع از ملت، دفاع از سرزمین خودش برای جلوگیری از فکر تجاوز مجدد هم تا وقتی حقش را به رسمیت بشناسند، عمل بکند.


پیروزی های درونی جنگ
لذا ما در صحنۀ جنگ پیروز کامل و ملموس شدیم. اما در بُعد درونی جنگ، پیروزی‌های درونی جنگ بسیار عمیق‌تر و ماندگارتر از پیروزی‌های برونی جنگ بود، پیروزی‌‌های برونی جنگ شکست دشمن بود، شکست تجاوز بود، شکست دشمن در هدف بود، در اشغال بود، در تجاوز ددمنشی بود، در مصونیت به ملت بود، به شهرهای این کشور بود. اما در بُعد درونی پیروزهایی که حاصل شد پیروزی‌های عمیقی بود، این پیروزی‌ها هم ابعاد فرهنگیِ‌ عمیقی داشت، هم ابعاد معنوی و مذهبی عمیقی داشت و هم ابعاد انقلابی و سیاسی داشت.


کمک به دگرگونی عمیق فرهنگی در جامعه
مهمترین مولفه‌ای که در دوران دفاع مقدس ما از دفاع مقدس، جزء پیروزی‌‌های مهم جنگ محسوب می‌شود، کمک به دگرگونی عمیق فرهنگی در جامعۀ ما بود، دفاع مقدس مثل یک مدرسۀ متحرکِ دینی و حقیقی که تجلی‌های عملی داشت، مدرسه‌ای که همۀ ملت ایران در آن وارد شدند، الان چهرۀ مردم ما در جنگ خیلی افتخارآفرین است، خیلی قابل تعظیم است، اینقدر امام(ره) از ملت تجلیل می‌کرد، امروز مقام معظم رهبری اینقدر از ملت تجلیل می‌کند و به ملت تعظیم می‌کند، واقعاً حقیقت ملت ایران همان جمله امام(ره) است که فرمود ملت ایران که جانم فدای آنها باد، در آن وصیت‌نامه 32 صفحه‌ای امام، این جمله بر تارک وصیت‌نامه نوشته شده است، ملت ایران که جانم فدای آنها باد! مثل اینکه ما خطاب به امام معصوم می‌گوییم بابی اَنت و اُمی، پدر و مادرم فدای تو باد.

امام(ره) خطاب به ملت یک چنین نگاه تقدسی داشت، ملت ایران که جانم فدای آنها باد و همین نگاه را رهبر معظم انقلاب نسبت به ملت ایران دارد، ملت ایران خیلی حقیقتاً تاریخ ایران را در یک دورۀ عظیم طولانی، آنچنان آباد کرده، آنچنان ارزش‌هایی از خودش به جا گذاشته تا یک مدت طولانی و تا قرن‌ها این تاثیر خواهد ماند.

الان آدم در این روستاها می‌رود، همین استان کرمان خودمان، در تک تک روستاها هر کجا 10 خانه وجود دارد، می‌بینید یک قبر شهیدی وجود دارد، بعضی وقت‌ها آدم می‌بینید تعداد شهدای آن روستا از عدد ساکنین، یعنی عدد خانه‌ها، بیوت موجود در آن روستا بیشتر هستند، این خیلی شگفت‌آور است. این مدرسه شکل گرفت، ملت ایران به این مدرسه آمد،‌ مدرسه‌ای که معلمش امام(ره) بود، استاد این کلاس امام(ره) بود، آن چیزی که تزریق شد در این مدرسه در سطوح گوناگون ولو امام(ره) نبود اما غیرمستقیم تزریق شد، شخصیت امام(ره) ذره ذره در همۀ سطوح جنگ رسوخ پیدا کرد، لذا تربیت یک تربیت نابی شد، آن چیزی که از جنگ به جامعۀ ما بروز کرد، ذره‌ای در آن ناپاکی وجود نداشت، ناب ناب بود، اسلام نابی که امام(ره) دنبال آن می‌گشت تا در جمهوری اسلامی آن را محقق کند، در مقابل اسلام‌های انحرافی و آمریکایی که در منطقه وجود داشت و قبل از انقلاب هم وجود داشت، این اسلام ناب تبلور حقیقی و تجسم حقیقی و تجلی حقیقی آن دفاع مقدس بود، در همۀ‌ ابعاد آثار حقیقی این وجود داشت، این پیروزی بزرگی بود. این پیروزی در یک تحول عظیم در جامعه و ملت ما کمتر از پیروزی بیرونی بر دشمن خارجی برای بازپس گرفتن خاک‌مان نبود، آن دگرگونی به ملت ما عمق داد در طول 33 سال ایستادگی بکند که امروز بعد از 35 سال رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی سازمان ملل به آن اعتراف می‌کند و عقب‌نشینی می‌‌کند و قبول می‌کند، آن بدون این مقاومت اتفاق نمی‌افتاد.   


نقش دفاع مقدس در ایستادگی مردم تا به امروز
یک سخنرانی با همین حوادث عادی و این تحولاتی که اتفاق افتاده است، خیلی برداشت‌های خوشبینانه هم از اینها نداریم اما نفس اینکه دشمن به این نقطه می‌رسد حالا آن کسی نیست که بگوید ما فکر براندازی نداریم، نمی‌توانید براندازی کنید، تلاش کردید، شما تمام تلاش‌تان تا به امروز همین حالا در حوادث منطقه که درگیر هستید.
 ضلع مهم تلاش شما برای مقابله با جمهوری اسلامی بوده است. این اظهار لطفی نیست این اعلام ناتوانی است، شما نتوانستید و نمی‌توانید، در طول این 35 سال همۀ اقدامات ناجوانمردانه که پیرامون این ملت صورت گرفت که بدترین آنها هم اقدامات اخیر آمریکایی‌ها بود که این سابقه در ذهن ملت ایران باقی خواهد ماند که حتی ملت ایران را در خرید دارو از دنیا در تحریم و حصار قرار دادند. چرا می‌گویید ما در فکر براندازی نیستیم؟ وقتی این حرف قبول است، آمریکا در فکر براندازی نیست و این حرف اوباما می‌تواند تا حدی مورد قبول واقع شود که آثار آن از سیاست آمریکا محو شود، نه کشوری که الان درگیر است،‌ همین حالا، همان وقتی که او سخنرانی می‌کرد، ملت ایران با این مدرسه عزت خودش را، ملیت خودش، فرهنگ خودش، تمامیت ارضی خودش را، دست به هر تجاوز و فکر هر تجاوزی را در ذهن‌ها دفن کرد، این مدرسه عمق داد.


صدور انقلاب به واسطه دفاع مقدس
پیروزی دوم که در دفاع مقدس ما اتفاق افتاد، صدور انقلاب از دفاع مقدس بود، صدور انقلاب، صدور فیزیکی نبود، صدوری که انسان بر آن اصرار می‌کند نبود، صدوری که دنیا به عنوان اتهام به ما اعلام می‌کند نبود، صدور انقلاب صدور فرهنگ بود، فکر بود، صدور انقلاب به این بود که یک ملتی در حصار کامل، در یک ناآمادگی کامل می‌تواند یک اردوگاهی که دنیا پشت آن است را بشکند، صدور انقلاب در باور پیروزی‌ها و اتکا به دین و ملت و خدا بود، صدور انقلاب ما این بود، ما صدور فیزیکی نداشتیم، ما اتکا به خدا و اطمینان به خدا را صادر کردیم، ما ایمان به ملت را و احترام به ملت را و اتکا به ملت را صادر کردیم، ما معنویت را صادر کردیم، صدور انقلاب اینها بود و همین‌ها کارساز شد. صدور تکنولوژی و ابزارآلات نبود، صدور با عمل مستشاری نبود، دنیا دید، چطور ایستادگی حزب‌الله یک سازمان کوچکی از نظر کمی اما بزرگتر از هر ساختار اقلیمی در ابعاد کیفی توانست در فلسطین این آثار را به جای بگذارد؟ حزب‌الله در فلسطین نبود،‌ در غزه نبود، اما این فکری که می‌شود و می‌توان و این توانستن را در ابعاد معنوی و دینی و ملی صادر کردند، این شد که مقاومت فلسطین توانست غزه را بدون مذاکره با مقاومت بگیرد.در جنگ 22 روزه پیروز شود، در جنگ 8 روز پیروز بشود.

امام(ره) با دید غیبی و الهی خودشان فرمودند ما انقلاب‌مان را صادر کردیم وقتی که امام(ره) فرمودند برای ما که به قدر این دیوار ـ من خودم را عرض می‌کنم‌ ـ را می‌توانیم ‌ببینیم آثار این صدور را نمی‌دیدیم اما امروز دیدیم، این اتفاق افتاد.


تاثیر دوران دفاع مقدس در مدیریت جامعه اسلامی
پیروزی‌های دیگری هم در جنگ ما به دست آمد و آن پیروزی به جا گذاردن یک فرهنگ در مدیریت بود، خواهران و برادران و مسئولین اساس هر تحولی با زیادت آموزش‌ها و تلقین‌ها نیست، اساس هر تحولی و ساده‌ترین راه هر تحولی و موفق‌ترین راه هر تحولی چه این تحول داخل یک خانواده باشد، چه این تحول داخل یک اداره باشد، چه این تحول داخل یک جامعه باشد، به مسئولین آن جامعه برمی‌گردد. اسلام را هم که امروز من و شما به آن تمسک می‌کنیم، بخش عظیمی از چیزی که بر اسلام و قرآن مطرح است،‌ بخش عظیمی از آن که بر ما ملموس است، آن بخشی است که در رفتار کارگزاران اسلام تجلی پیدا کرد که مهمترین چیزی که امروز برای ما به عنوان ودیعه باقی مانده است، اخلاق و رفتار و سیرۀ ائمه معصومین(ص) است، ما به این تمسک می‌کنیم، اسلام ملموس، اسلام تجربه‌شده، اسلام موفق. مدیریت اساس مساله است.

این چهره‌هایی که شما اینجا می‌بینید به عنوان تیپ ادوات که زحمت کشیدند آمدند، من هم به عنوان یک فرزند کوچک شما، برادر کوچک شما که افتخار هم می‌کنم کف پای شما را ببوسم، این چیزی که امروز به عنوان این یادواره می‌بینید باید آن صحنه‌ها و حقیقت آن صحنه‌ها را ببینید، بدانید، مدیریت معنوی، مدیریت زندی است، مدیریت حسین صادقی است، مدیریت فرهاد حسنی است، مدیریت امیری است که در کوه‌های کردستان یخ زد و به شهادت رسید، مدیریت ژاله است، مدیریت این 380 شهید است. باید وقتی از ادوات حرف می‌زنیم آن دکل‌های عریانِ جلوی ده‌ها تانک را، جلوی چشم خودمان مجسم کنیم که یک یا دو جوان بالای آن دکل‌های عریان در حالی که باران تیرهای تانک آن دکل و آن صندوقچۀ کوچک را نشانه رفت، آنها بالا ایستاده بودند و از بالای آن دکل قطرات خونی که بر این دکل می‌ریخت، آن باید نشان داده شود. وقتی می‌گوییم ادوات باید غم زندی را، عرق زندی را، اشک زندی را، عطش زندی را، بی‌علاقه‌گی به دنیای زندی را نشان داد، این جنگ با این خصوصیات یک جنگ پیروز و موفق شد، یک شناسنامه و یک صندوقچه‌ای که در درون هر خانواده‌ای است و می‌توان به آن رجوع کرد و از آن استفاده کرد. لذا جنگ ما تماماً پیروزی بود.


خاطراتی از شهدای ادوات در دوران دفاع مقدس
من بارها این خاطره را تعریف کرد، می‌خواهم چون با این شهدای ادوات مناسبت دارد، یکبار دیگر آن را تعریف کنم، شهید زندی که بعد از شهید صادقی و فرهاد حسنی(ره) این دو جوانِ‌ تازه ازدواج‌کردۀ به شهادت رسیدۀ بود که با فاصلۀ یک ساعت دو ساعت از همدیگر به شهادت رسیدند، این مهندس جوانِ مبتکرِ دانشجو، به نام مهدی زندی، این ابتکار را در دست گرفت.
 یک وقتی  درگیر عملیات والفجر 8 بودیم، خیلی جنگ سختی بود، مراحل اولیۀ آن تصورات سختی داشت اما بعداً‌ که دشمن با همۀ‌ توان و تلاش خودش به شبه‌جزیره باتلاقی آمد که ما یک عقبۀ درستی هم نداشتیم، یک پلی بود که دائم یک اسکادران هواپیما مامور این بود که این پل را و اطراف آن پل را مورد بمباران قرار بدهد که کسی از آن عبور نکند، در اوج این فشارهای دشمن من این یک خبری شنیدم مبنی بر اینکه پسر زندی در اثر تصادف از دنیا رفته است و این بچه را نگه داشتند تا پدرش بیاید، من خیلی متحیر بودم، یعنی شاید دلم می‌خواست که به او نگویم منتها به دلیل مسئولیت پدر نسبت به فرزندش ناچار بودم بگویم، لذا او را خواستم با او صحبت کردم و توجیه من این بود که این عملیات عملیاتِ‌ طولانی و درازمدتی است، دشمن به سادگی رها نمی‌کند، گفت شما به عقب برگردید استراحت کنید معاون شما ادامه خواهد داد ـ فکر می‌کنم معاون او آقای افشار بود، آقای افشار هم شهید زنده است، ایشان در مهران کنار خاکریز کنار خودم یک ترکش به سرش خورد و اینقدر از سرش را کَندند،‌ الان روی سرش یک حفرۀ بزرگی وجود دارد، فکر کردیم شهید شده ولی خدا خواست خدمت کند ـ من به او گفتم شما برگردید معاون شما بماند، خیلی ناراحت شد.

قبل از اینکه من با او صحبت کنم، او وقتی پیش من آمد خیلی سرحال و خندان و شاداب بود، معمولاً‌ در آن فشارها که امکانات و مهمات نبود، مشکلات فراوانی وجود داشت،‌ خیلی بعید بود کسی اینقدر سرحال باشد! خودم از سرحالی او تعجب کردم! وقتی به او گفتم شما برگردید، یک نگاهی به من کرد و گفت شما می‌دانی چه داری می‌گویی؟! گفتم بله دارم این را می‌گویم! گفت یعنی شما می‌گویی من در پاتک دشمن در اوج حملۀ دشمن، برم پشت جبهه استراحت کنم؟! گفتم بله، گفت می‌دانم شما چرا این حرفها را می‌زنی، شما به خاطر حادثه‌ای که برای پسرم اتفاق افتاده می‌گویی، من با خانواده‌ام تماس گرفتم، او یک امانت الهی به من بود و خدا او را از من گرفت! و گفتم راننده را آزاد کنید و بچه را دفن کنید. یک چنین مردی و انسان وارسته‌ای!

حالا حادثه دیگری هم بعداً اتفاق افتاد نمی‌خواهم وقت شما را بگیرم اما می‌خواهم بگویم چنین انسان‌های بامعنویتی سکاندار جنگ بودند، یک مبلغ دین بودند قبل از اینکه فرمانده نظامی باشند، قبل از اینکه تذکر نظامی بدهند آن چیزی که مراقبت می‌کردند دین بود، خدا رحمت کند شهید پایدار تا حالا هم جنازۀ او مفقود است، در جزیرۀ خیبر به شهادت رسید، جنازۀ مطهرش باقی ماند، یک جوان فداکار عجیبی بود در عملیات والفجر4 بالای ارتفاعات مشرف‌ به این پنج‌وین، دم‌دم‌‌های صبح بلندگو را به دست گرفته بود و با یک لطافتی،‌ با یک محبتی به بچه‌ها می‌گفت برادران نمازتان را خواندید؟

ما در تاریخ می خوانیم ظهر عاشورا در بحبوحۀ جنگ، یکی به آقا امام حسین(ع) یادآوری کرد گفت وقت نماز است، امام حسین(ع) او را دعا کرد فرمود خدا تو را از نمازگزاران قرار بدهد که من را به یاد نماز انداختی. این خصلت حسین‌گونه در اوج پاتک دشمن، آن نقطه اساسی در ذهن او این بود که در هر شرایطی نماز بچه‌ها قضا نشود، این مراقبت، این مدیریت، این فرماندهی، این است که امروز خانوادۀ شهید و فرمانده شهید به فرزندش افتخار می‌کند، این است که این نام‌ها فراگیر شده است، اینها پیروزی‌های بزرگی بود که در صحنه جنگ ما به دست آمد.


جایگاه حضرت امام(ره) در دوران دفاع مقدس
خدا انشاءالله به همۀ ما توفیق بدهد در این راه بمانیم. برادران عزیز جوان، خواهران محترم که عموماً راه شهدا دنبال می‌کنید، دنبال هستید مثل آنها شوید مرحبا به این همت و این تلاشی که شما انجام می‌دهید اما بدانید بزرگترین اصلی که در ذهن شهدای ما و امام(ره) ما محور تحول معنوی بود چند مسالۀ کوتاه بود اینکه همۀ دنیا از امام(ره) می‌ترسید، امام(ره) چه داشت؟ امام(ره) یک پیرمردی بود که به سختی از روی کرسی‌اش بلند می‌شد، چطور دنیا اینقدر از او می‌ترسید؟ این چه ابهتی بود خداوند در دل‌ها ایجاد کرده بود که گفتند وقتی وزیر خارجه شوروی سابق جواب گورباچف را روی میز آورد و داشت جلوی امام(ره) می‌خواند از شدت تاثیر امام(ره) و ابهمت امام(ره) دست او آنقدر می‌لرزید که صدای لرزش دستش در اتاق منعکس می‌شد! یک پیرمردی از کجا این ابهت را آورد؟ این خوف را از کجا ایجاد کرد؟

امام(ره) با اقتدارهای حکومتی این را به دست نیاورد، از راه امکانات و تجهیزات و ابهت ملی این را به دست نیاورد، اینکه امروز مقام معظم رهبری نمونۀ دیگرش دنیا همین محاسبه را پیدا کند، او دارد، نمونۀ از اینها کوچکتر ولی شبیه آنها آقای سیدحسن نصرالله است، یک طلبه‌ای است، دشمن چرا از او می‌ترسد؟ همۀ این به یک دلیل است مَن خاف‌الله، اَخاف‌الله منه کل شی، هر کسی از خدا ترسید خدا همه چیز را از تو می‌ترساند  و من لم یخف الله، اخافه‌الله من کلی شی، و هر کسی از خدا نترسید خدا او را از همه چیز می‌ترساند. بینید قلدرهای دنیا از سایه‌های خودشان می‌ترسند و طرف مقابل را هم ببینید، این جنگ آن چیزی که باعث شد جنگ به این عظمت برسد،‌ در ذهن شهید و این شهید عزیزی که در محضرش هستیم، خدا در ذهن او بزرگ بود و مادون و ماسوای او همه چیز حقیر و کوچک بود، کسی وقتی چنین اعتماد و توکلی پیدا بکند او در هر شرایطی پیروز است و رمز همۀ پیروزی‌ها را دقت کنید، همۀ مبارزین عالم را، همۀ شهدای خودمان و بیرون خودمان را دقت کنید اساس رمز همین است، خدا در ذهن آنها بزرگ بود، مادون و ماسوای او حقیر و کوچک بود.

خدا را قسم می‌دهیم به محمد و آل محمد(ص) به ما توفیق درک عظمت خداوند را عطا بکند و ما را در راه شهیدان‌مان مستدام و مستقیم بدارد، رهبر عزیز و بزرگوارمان را حفظ بفرماید.

-

 

1399/07/24 - ١٢:٤٤ / شماره خبر: ١٤٢٩ / تعداد نمایش خبر: 18
1399/07/24 - ١٢:٤٤ / Code: ١٤٢٩ / Number: 18
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





«نشریات علمی دانشکده»

  فصلنامه مدیریت راهبردی دانش سازمانی          فصلنامه پژوهش‌های مدیریت منابع انسانی          فصلنامه مدیریت اسلامی          فصلنامه علمی پژوهش های راهبردی بودجه و مالی           نشریه علمی پژوهش های مدیریت سیستم

آدرس: تهران - بزرگراه شهید بابایی - دانشگاه جامع امام حسین (ع) - پردیس مرکزی- دانشكده و پژوهشكده مدیریت و اقتصاد

تلفن تماس: 77105823-021    پست الکترونیکی: ckm@ihu.ac.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دانشگاه جامع امام حسین(علیه السلام) می باشد.
همراهان این صفحه:21601