چهارشنبه ٣٠ مهر ١٣٩٩
 


چاپ خبر Print
متن سخنرانی سردار سلیمانی در سالروز عملیات بیت المقدس

موضوعات مرتبط: بانک اطلاعاتی شهید حاج قاسم سلیمانی

 

متن کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی در سالروز عملیات بیت المقدس
(مورخ: خرداد 1394)

پیاده سازی و تدوین:
دانشکده و پژوهشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه جامع امام حسین(ع)

"دانلود متن کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی در سالروز عملیات بیت المقدس"

"دانلود فیلم کامل سخنرانی سردار قاسم سلیمانی در سالروز عملیات بیت المقدس"

مقدمه:

بحث سالروز عملیات بیت‌المقدس است و به نوعی مربوط به دفاع مقدس است در جمع شما هم صحبت کردن قدری سخت است به دلیل اینکه هر کدام از شما در حافظۀ خودتان تصاویر بسیار ارزنده و ذی‌قیمتی از آن دوران دارید. من نمی‌خواهم وارد گفته‌های مکرر بشوم عملیات بیت‌المقدس که به همین دلیل هم در بین همۀ عملیات‌ها در کشور امروز به عنوان یک روز ملی نامگذاری شد، یکی از اعجاب‌های دفاع مقدس است و شاید یکی از اعجاب‌های جنگ‌های بتوان این عملیات را نامگذاری کرد البته اینکه به عنوان اعجاب‌های جنگ‌ها عرض می‌کنم به مقیاس آن چیزی که ما داشتیم و آن چیزی که دشمن از آن بهره‌مند بود باید این دو توان را با هم مقایسه کرد آن وقت به اعجاب بودن این صحنه، این عملیات و دستاوردهای آن پی برد.


تبیین جمله "خرمشهر را خدا آزاد کرد"
شاید یکی از دلایلی که امام در آن شور بالا و بلند پیروزی که ملت ایران در پشت جبهه به شدت متاثر از این پیروزی بودند و صحنه‌های باشکوهی از آن را تلویزیون نشان می‌دهد و همۀ ما می‌بینیم آنهایی که آن روز فرصت حضور در پشت جبهه و دیدن را نداشتند، الان می‌ّبینند، اینکه امام فرمود خدا خرمشهر را آزاد کرد، یک بُعد آن بُعد معنوی بود که امام همیشه در همۀ حرکات و سَکناتش در طول دورۀ انقلاب، دفاع مقدس و بخش‌های مختلف دیگری همیشه تکیه‌گاه اصلی امام و موضوع تاکیدش همین بود، دین خدا و توکل بر خدا، استعانت از خدا و اطمینان به خدا. اما یک بخش دیگر آن هم همین معنا را می‌رساند که این عملیات با توجه به تبلیغاتی که دشمن کرد و تصوراتی که قبل از پیروزی و فتح خرمشهر وجود داشت، نسبت دادنِ خدا خرمشهر را آزاد کرد، به دلیل همین اعجاب‌ بودن این صحنه بود.


مشکلات عمده در عملیات بیت المقدس
من خیلی کلی می‌گویم چون بخش‌های دیگری را در عرایضم می‌خواهم خدمت شما عرض بکنم، ما سه مشکل عمده در عملیات بیت‌المقدس داشتیم، هر کدام از این سه مشکل به تنهایی برای شکست این عملیات کافی بود.


•    مشکل اول وسعت عملیات بود
یکی از آنها وسعت عملیات بود، همۀ شما مطلع هستید آن چیزی که مطرح است 20 هزار کیلومترمربع خاک جمهوری اسلامی اشغال شد، در دفعات گوناگون و تا آخر جنگ بخش‌های مختلفی از این خاک به نسبت تاثیراتی که دشمن می‌خواست از جغرافیای کشور ما بگیرد آزاد شدند، عملیات بیت‌المقدس به تنهایی 5 هزار و 500 کیلومترمربع بود یعنی بیش از یک چهارم کل اراضی اشغالی ما فقط در همین محدودۀ عملیات واقع شده بود، یک چهارم هم جزء استراتژیک‌ترین نقطه‌های جغرافیایی خاک بود،‌ لذا وسیع‌ترین بود، الان جوانان که مورد خطاب ما هستند با کاروان‌های نور به شلمچه و جبهه می‌روند و می‌بینند، شما از ؟؟؟‌ که راه می‌افتید می‌خواهید زمین را با ماشین بالای صد کیلومتر گشت بزنید، صد کیلومتر هم بخواهید تردد بکنید حداقل 5، 6 ساعت طول می‌کشد وسعت این جغرافیا را دور بزنید ببنید ولو اینکه اصلاً توقفی هم نکنید؛‌ یک منطقه بسیار وسیع.


•    مشکل دوم "برتری دشمن  در ابعاد مختلف"
نکتۀ دوم اینکه از نظر توان، توان ما نسبت به دشمن کاملاً مختلفی بود، دشمن هم در ابعاد کمی و هم در ابعاد کیفی بر ما برجستگی و برتری داشت، همینطور که زمین مهم بود مهمترین یگان‌های ارتش عراق هم اینجا بودند، یعنی لشکرهایی که تا آخر جنگ هم ما روی آنها حساب باز می‌کنیم و وقتی آنها مقابل ما بودند شاید سه برابر یگان‌های دیگر عراق برای آن حساب باز می‌کردیم و نیرو اختصاص می‌دادیم، تماماً اینجا بودند لشکرهای اصلی و عمدۀ ‌عراق، از 11 لشکر عراق قریب 6 لشکر در اینجا تمرکز داشت و عموماً لشکرهای مکانیزه و زرهی.


غافلگیری یکی از نقاط قوت ما در دوران دفاع مقدس
نکتۀ سوم که در جنگ ما خیلی مهم بود و ما در جنگ به آن خیلی اهتمام داشتیم غافلگیری بود، همین عنصر هم موجب شد، شاید یکی از سوالاتی که در ذهن‌ها وجود داشته باشد برای اینکه خیلی کسی هم سوال نکند، اما اگر کسی برود بررسی کند و موضوع جنگ را جامعه‌شناسی کند به این می‌رسد، جنگ ما فصولی داشت،‌ مثلاً فصل تابستان به کردستان می‌رفتیم برای هواخوری نمی رفتیم چون هوا در کردستان خنک بود به کردستان برویم، نه یا هورالعظیم می‌رفتیم، رفتن به هورالعظیم دلایلی داشت، یا ساعت‌هایی که برای عملیات انتخاب می‌شود عموماً ساعت‌های 12 نصف شب به بعد بود و هیچ یک از عملیات ما در روز نبود، هیچ وقت در روز طراحی عملیات برای اجرای عملیات نمی‌کردیم که دلایلی داشت. اینکه ما سعی می‌کردیم در جنوب عموم عملیات ما در زمستان باشد، همۀ اینها فلسفه داشت و فلسفۀ اصلی‌اش هم غافلگیری بود. غافلگیری هم فقط این نبود که ما نمی‌توانستیم تا آخر جنگ هم خیلی جاها نتوانستیم این کار را بکنیم که دشمن را غیر از یک عملیات تقریباً غیر از دو عملیات که به ذهنم می‌آید، بدون استثناء مابقی عملیات‌های ما از دید دشمن واضح بود، دشمن مطلع بود، ‌به رغم کارهای مختلفی که انجام می‌گرفت.

اما به دلایل دیگری این غافلگیری در سطوح دیگری اتفاق می‌افتاد مثلاً وقتی ما جنوب بودیم، دشمن می‌دانست عملیات از جنوب صورت می‌گیرد اما هیچ وقت فکر نمی‌کرد که ما از هورالعظیم که هیچ آموزش آبی نداشتیم، آمادگی نداشتیم، از هورالعظیم که بیش از 60 کیلومتر عرض این برکه عظیم یا دریاچه عظیم مصنوعی بود که وجود داشت همۀ این آبریز طولانی تاریخیِ کرخه و برخی از آب‌های فصلی ما به این حوض می‌رفت که قریب 200 کیلومتر طول آن است و نزدیک 40 تا 60 کیلومتر عرض آن است که البته الان خشکیده است چون کرخه را بستند ولی آن زمان جزء آبریزهای مهم و بزرگ بود، تقریباً 3 استان عراق را کامل پوشش می‌‌دهد، استان بصره، عماره و تا حدی استان کوت.

دشمن فکر نمی‌کرد ما از هور عبور کنیم وقتی بحث عبور از آب در اروند مطرح می‌شود همۀ توجۀ دشمن در کنارۀ این مینو بود، عرض رودخانه کم بود تکۀ بین جزیره مینو را تا نهر خین را، دشمن به شدت از اینجا مراقبت می‌کرد، چون عرض رودخانه در اینجا 300، 400 متر بود ما از اینجا نتوانیم عبور کنیم اما اینکه ما برویم در راس‌البیشه در انتهای اروندرود آنجا که عرض رودخانه به شکل طبیعی یک کیلومتر است و وقتی مد می‌شود نزدیک دو کیلومتر عرض این رودخانه می‌شود، ما آنجا با یک نیروی ابتدایی و عادی که باتلاق راس‌البیشه حمله کنیم و از آنجا شهر فاو را تصرف کنیم، پایگاه‌های موشکی را تصرف کنیم، خود را به آن نقطه نزدیک ام‌القصر، این جزء‌ محالات دشمن بود، اینها غافلگیری‌های ما بود و نقاط بارز ما در صحنه جنگ بود که در تاکتیک‌ها خیلی به آن عنایت می‌شد.


مشکل سوم با خبر شدن دشمن از عملیات بیت المقدس
ما قبل از آن 4 عملیات در صحنه جنگ انجام شده بود که در داخل کشورمان در جنوب، عملیات ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین، یک عملیات کوچک دیگری بود، دیگر زمینی دیگری در جنوب غیر از خرمشهر باقی نمانده بود که بخواهد عملیات انجام شود، عملاً وقتی فتح‌المبین تمام شد دشمن مطمئن بود عملیات بعدی ما برای خرمشهر است و اطمینان صددرصد داشت، لذا خودش را برای این کار آماده کرد، این نقطۀ اشکال سوم ما بود که در این صحنه وجود داشت.


اقدامات ایران برای فائق آمدن بر مشکلات
هر کدام از اینها مشکلات بزرگ و عظیمی بود، منتها با سه اقدام مهم ـ حالا من اینها را در سه تا گرد می‌کنم و جمع می‌کنم نه اینکه اعداد دیگری نیست و نمی‌شود جمع کرد ولی اینها برجسته‌ترین و مهمترینش بودند که انجام شد ـ سه اتفاق که این بحث‌هایی که می‌کنم بحث نظری است و بحث معنوی نیست، در تشریح جنگ است نه در موضوعات عمقی و اعتقادی جنگ، حالا آنجا هم بحث می‌کنم.


طراحی جامع عملیات بیت المقدس
یکی از آن ویژگی‌ها طراحی بود، الان بیش از 20 سال از جنگ گذشته است، 200 سال دیگر هم از جنگ بگذارد همۀ طراحان دنیا جمع بشوند، نمی‌توانند طرحی جامع‌تر از بیت‌المقدس طراحی کنند، جامع‌ترین طرح بود البته این طرح، طرح بسیار متوکلانه‌ای بود، متبحرانه‌ای بود، شجاعانه‌ای بود که مثلاً باید یک نیرویی طراحی کند نیرو را نصف‌شب از کارون عبور بدهد بعد در طرح خودش پیش‌بینی بکند این نیرو بدون اینکه با دشمن درگیر بشود 21 کیلومتر در شب پیاده‌روی کند، خودش را از بین دشمن به جادۀ استراتژیک اهواز ـ‌خرمشهر برساند، در طراحی خیلی قدرت و جسارت می‌خواهد که این اقدامات را انجام داد.

خدا رحمت کند شهید بزرگوار حسن باقری را، خیلی انسان بی‌نظیر و فکوری بود، هیچ دانشگاه نظامی نرفته بود اما خدا در وجود این جوان یک دنیایی از فکر و شجاعت و توکل و قدرت بیان قرار داده بود! چیز عجیبی بود! اواخر جنگ مقام معظم رهبری به جنگ آمدند و بعد در لشکرها می‌رفتند می‌نشستند و یک شبانه‌روز در لشکرها می‌ماندند و گفتگو می‌کردند، ابهاماتی که در ذهن فرماندهان در سطوح مختلف بود، مطرح می‌‌شد بعضاً هم خیلی جلسات باجسارتی بود ایشان باز می‌کرد همه حرف می‌زدند، یک شب داخل لشکر ما، لشکر ثارالله آمدند، آنجا یک بحثی بین موضوع سپاه و ارتش پیش آمد.

ایشان یک خاطره‌ای در جهت تایید این فکر ‌ فرمودند من نماینده امام در شورای عالی دفاع بودم، آن زمان که ایشان به جبهه آمدند رئیس‌جمهور بودند، بنی‌صدر فرمانده کل قوا بود بنا بود یک طرحی برای شکستن سوسنگرد انجام شود، ارتشی‌ها و سپاهی‌ها آنجا جمع بودند که پیرامون این طرح صحبت شود، من بودم، بنی‌صدر بود، شهید چمران بود و بنی‌صدر مدیر جلسه بود، من (حضرت آقا) هم نشسته بودم، فرمودند برادران ارتش بلند شدند یک سرهنگی از ارتش را نام بردند من در ذهنم نیست، فرمودند او بلند شد طرح خودش را توضیح داد، نوبت به سپاهی‌ها رسید، من نگاه کردم ببینم این سپاهی کیست، دیدم یک جوان لاغراندام ژنده‌پوشی، یک اُورکت گشادی تنش بود بلند شد، همین که بلند شد من قلبم هوری پایین ریخت! ـ من عبارت‌های آقا را می‌گویم ـ گفتم الان است که او خراب کند و بنی‌صدر با خباثتی که با سپاهی‌ها دارد آنها را سرزنش کند، فرمودند او پای نقشه رفت، شروع به حرف زدن کرد، همینطور که حرف می‌زد من قد می‌کَندم و بنی‌صدر با همۀ خباثتش گفت احسنت!

او حسن باقری بود، این جوان اعجوبه‌ای بود، من چند صحنه از او را در عملیات بیت‌‌المقدس و رمضان دیدم که بعد هم فرصت نشد و شهید شد و تا آخر هم صحنۀ شهادت او در کل جنگ وجود داشت و خیلی‌ها که رفتند شهید شدند جایگزین نشدند، نه همت، نه حسن باقری، نه حسین خرازی و نه در دوران امروز خودمان احمد کاظمی، اینها بی‌نظیر بودند. در آن دوره خدا برای امام اینها را خلق کرده بود، مالک‌هایی که به تعبیر امیرالمومنین وقتی که مالک شهید شد، آن عبارت‌های بلند را گفت که من بعد از ارتحال پیغمبر، تصمیم گرفته بود هیچ غمی من را غمگین نکند، اما غم شهادت مالک من را به یاد ارتحال پیغمبر انداخت «و الله لیهدن موتک عالما و لیفرحن عالما» مرگ تو یک عالم را غمگین کرد که آن عالم علی بود و یک عالم را خوشحال کرد که آن عالم معاویه بود، اینها بی‌نظیر بودند، این طرح که انجام گرفت و ما فقط شلمچه می‌رویم و شلمچه را می‌بینیم برمی‌گردیم، از دُب‌حردان و از حمیدیه شروع تا دارالخوئین شروع می‌شود و بعد این سرزمین تصرف شد، این را کسی 200 سال دیگر بررسی کند جزء نادرترین طرح‌هایی بود که به دلیل آن اتصال الهی که وجود داشت خداوند عنایتش را بر این فکرها نازل می‌کرد.


سرعت عمل بالا در عملیات بیت المقدس
همین نکتۀ برجستۀ ما بود، دوم سرعت عمل بود، خیلی کم بحثِ عمیق جنگ می‌شود و بررسی دقیق می‌شود، تساصل بین عملیات‌ها بود، تقریباً پایان ماه سوم، سال 60 این تساصل تا بیت‌المقدس وجود داشت که در خرداد ماه عملیات شهید رجایی، باهنر بود، عملیاتی که بعد از شهادت شهید رجایی و باهنر در جبهه طراح انجام شد بعد هم عملیات ثامن‌الائمه بود، بعد عملیات طریق‌القدس بود، فتح‌المبین بود، پشت سر همدیگر بود بعد این عملیات که از نظر سرعت عمل، دشمن باور نمی‌کرد در چهلم عملیات فتح‌المبین این عملیات آغاز بشود، بعد بیست و چند روز این عملیات استمرار داشت آن چهره‌ها دیدنی بود، چهره‌های پر از دودۀ باروت، پر از خاک، یک گردۀ چند سانتی خاک روی همۀ این چهره‌ها نشسته بود، چهر‌هایی که عموماً مجروح بودند و زخم داشتند.

شهید یا زنده‌یاد حاج‌احمد متوسلیان روی برانکارد بعد در آمبولانس در صحنه میدان ادارۀ عملیات می‌کرد،‌ خیلی‌ها مجروح بودند، در ذهنم است بدون استثناء فرماندهان مجروح بودند، بعد خسته، شما دو شبانه‌روز نخوابید، بیست و چند روز پیوستۀ جنگ، بدون هیچ خوابی، بدون اینکه کسی بتواند یک دراز عادی روی صحنه بکشد، من دقیقاً در ذهنم است، کنار سه راه حسینیه آمدیم یک جلسه‌ای بود یکی از شهدای محراب هم بودم، یادم نیست شهید صدوقی بود یا شهید دستغیب ـ دقیق در ذهنم نیست کدام‌شان آنجا بودند ـ‌ مرحوم آیت‌الله مشکینی بود، اینها بزرگانی بودند که در قرارگاه کربلا بودند و تا آخر هم آنجا ماندند.

وقتی آنجا این جلسه شکل گرفته بود، این جلسه و آن تصاویر دیدنی است، آن چشم‌ها دیدنی است، آن گردن‌هایی که حرف نزده به یک طرف می‌افتاد دیدنی است، کسی نمی‌تواند واقعاً آن حقیقت را نشان بدهد جز همین که خداوند فرمود "يَومَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أشْتاتاً لِيُرَوْا أعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه خَيْراً يَرَه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّه شَرًّا يَرَه"(سوره زلزال/ آیه 6 و 7)، می‌بینند و حقیقت آن دیدن خیلی ارزش دارد.

آنجا باز حسن باقری یک اعجازی انجام داد، بعد از سه راه حسینیه جنگ متوقف شد، دشمن سرسختی خیلی زیادی از خودش نشان می‌داد، فاصلۀ کمی با اولیۀ خودش در اینجا داشت، همه بحث‌شان این بود به دلیل خستگی فوق‌العادۀ بچه‌های رزمنده که ما نیاز به یک تنفس داریم، یکی دو هفته تجدید قوا شود، نیروی جدیدی وارد جنگ شود، بتوانیم کار را تمام کنیم، ایشان در جلسه ایستاد، تقریباً توافق وجود داشت، ایشان بلند شد گفت ما کجا برویم؟ ما 20روز است داریم به مردم می‌گوییم خرمشهر محاصره است، برای چه باید برگردیم؟ صحبت‌های حسن جو جلسه را عوض کرد، سه شب بعد عملیات صورت گرفت آن عملیاتی که خداوند آن پیروزی بزرگ را به ما نشان داد و نصیب کرد.


تعداد اسرا نسبت به اندازه جمعیت یک شهر
من همیشه در ذهنم این است که واقعاً در روز آخر آن اتفاق معجزه‌آسا افتاد، بیش از 15 هزار نفر اسیر شدند، شوخی نیست! شما یک جمعیت 15 هزار نفری را جلوی چشم‌تان بیاورید، 15 هزار نفر رزمندۀ جوانِ جنگنده، مجهز، مسلح، درحالی که با عقبۀ خودشان ارتباط دارند، همه تسلیم شوند حالا به غیر از کسانی هزاران نفر به رودخانه اروند زدند، برخی را آب برد و برخی توانستند خودشان را به آن طرف رودخانه برسانند. من به این تذکر این حکیم بزرگ رهبر عزیزمان برخورد کردم، یک جایی فرمودند خداوند می‌فرماید جاهدوا فی‌الله حق جهاد، حق جهاد اینکه تو هر چه در چَنته و توان داری، ولو توان تو دو درصد باشد، 5 درصد باشد اما همۀ آن 5 درصد را به میدان بیاوری، اگر تو همۀ آن 5 درصد را به میدان آوردی، آن وقت خدا آن 95 درصد را شامل تو می‌‌‌کند و این معنای اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم خواهد شد، به وجود می‌آید، این شرطش است که آن محقق می‌شود و به وجود می‌آید.

آن صحنه همین بود هر که هر چی در بساطش بود از اردوگاه‌ها جمع کرد و آورد،‌ همین آدم‌های خسته با همین امکانات محدود خودشان حمله کردند، خدا به دشمن چه نشان داد؟‌ وقتی اینها پشت نحر اعریض قرار گرفتند، اصلاً آنقدر عدد اسرا زیاد بود که توصیۀ همۀ فرماندهان این بود که کسی به اسرا نزدیک نشود که بچه‌های ما در آنها گم می‌شدند، تخلیۀ آن بیش از یک و روز نیم طول کشید، کامیون کامیون اسرا را می‌بردند و تخلیه می‌‌کردند.


سرفصل مهمی به نام بیت المقدس در دفاع مقدس
بیت‌‌المقدس یک سرفصل مهمی است، یک الگو و ایدۀ موفقی است شاید در جنگ ما یکی از جامع‌ترین صحنه‌هایی که می‌توان خودش را به اندازۀ یک جنگ به نسل‌ها ارائه کرد، همین عملیات بیت‌المقدس باشد، البته خیلی از عملیات‌های ما حتی خیلی از شب‌های ما، این جامعیت را دارند اما این در کلان خودش چیز دیگری بود. در یک جنگ نامتقارن بهترین ایده و الگوی موفق بود لذا این پیروزی حاصل شد و خداوند قلب امام را خوشحال کرد، آن عبارت‌های حمدگونه بر زبان امام جاری شد.


دفاع مقدس معرف حقیقت مذهب
نکتۀ دوم که ضروری می‌دانم این است ما کمتر جنگی داریم یا کمتر جنگی توانسته است که معرف یک مذهب باشد، جنگ اصلاً برای تعریف یک مذهب نیست، جنگ برای تعریف ارائۀ یک اخلاق نیست، جنگ برای تعریف فرهنگ یک ملت نیست،‌ هیچ جا اینطوری نیست.

اما محدود بوده جنگ‌هایی که در تاریخ اتفاق افتاده و آنها هم مقدس هستند اینها تبلور حقیقی یک مذهب و فرهنگ بودند مثل کربلا، این حادثۀ کوچک و کوتاه به تنهایی برای معرفی اهل‌بیت کافی است ولو صحنۀ جنگ است اما جامعیت در خودش دارد، در اخلاق، در رفتار، در دین، در ادب در همه چیز، جنگ‌هایی که امیرالمومنین خودشان فرماندهی می‌کردند نه در زمان خلافت‌شان، بخش‌های جامعی اینگونه دارد، غزواتی که پیامبر اداره‌کنندۀ آن بودند یا امیرالمومنین بوده، همین بوده است.

شما ببینید القاعده یک فکر است، القاعده به عنوان یک گروه جهادی یک فکر است این فکر معرف یک فرهنگ مذهبی به نام وهابیت است، چطور اهل‌سنت از آن فرار می‌کند؟ آن را یک بلا می‌داند خیلی تبلور و روح جهادی دارد، ظاهر اینگونه دارد، فداکاری در آن خیلی است، این همه انتحاری، در افغانستان سالانه بیش از 700 عمل انتحاری کردند یعنی می‌فهمیدند دارند انتحاری می‌کنند اما این جریان با این جوشش یک امتی با این عظمت میلیاردی از آن فرار می‌کند، این معرف یک فرهنگ است، آمریکا در عراق و افغانستان جنگید، چه باید بر جنگ او نام گذاشت؟ می‌توانیم بگوییم معرف فرهنگ مسیحیت است؟ معرف مذهب و دین مسیحیت است؟

اما از افتخارات علی‌الابد این جنگ این است که این جنگ هر عالمی، هر عارفی با هر جایگاهی در مقابلش خضوع می‌کند و این جامعیت را دارد که حقیقت یک مذهب را بروز بدهد، یعنی عرفان حقیقی، نماز حقیقی، دین حقیقی، اخلاق حقیقی، رفاقت حقیقی در سطوح گوناگون، ما مثل این نداریم، این حادثه‌ای که در طول 8 سال اتفاق افتاد، دلیل این تاثیراتی که هر چه می‌گذرد ما متاثرترین، پرتاثیرترین صحنه‌ای که می‌توانیم در جامعه از آن مدد بگیریم، صحنه جنگ است که چیزهای عجیبی در آن اتفاق افتاد، تربیت‌ها و موضوعات عجیبی در صحنه جنگ اتفاق افتاد و آن اتصالی هم که پشت جبهه وجود داشت، یادم است مادری در یکی از روستاهای کرمان به نام خانوک بود، شوهر او و سه پسرش در جنگ بودند به نام زادخوش، پسرش شهید شد خودش آمد اجازه نداد کسی قبر را حفر بکند، خودش قبر را حفر کند و بعد که خسته شد دخترانش را صدا کرد تا به او کمک بکنند قبر پسرش را بکنند، 17 سالش بود، بعد پسر را در قبر گذاشت، دفن کرد، شوهر و دو پسر دیگرش را روانه جبهه کرد! این صحنه عجیب بود!

صحنه جنگ ما در سطوح گوناگون حقیقتاً در بیان عقیده، در بیان دین، در جامعیت مذهب شیعه، ما جامعیتی بالاتر از این نداریم دلیلش هم سه تا مسالۀ عمده بود که این تحول به وجود آمد که اینها عمده‌ترین بودند البته خیلی عوامل متعددی وجود دارد اما طهارت در صحنه جنگ ما اتفاق افتاد این عطر در جبهه اینگونه جامعۀ ما را عطرآگین کرد سه تا دلیل اصلی داشت یک دلیل اصلی و اساسی آن مذهب تشیع بود، آنقدر زیبایی‌های ارزشمندی در مذهب تشیع وجود دارد که به طور حقیقی در درون هر کسی غوطه‌ور شود همین‌گونه خواهد شد.


آسیب شناسی جامعه مذهبی در کشور
 بعضی وقت‌ها مداحین ما، بهضی از وعاظ ما، در بیان مسالۀ مذهب شیعه تندروی‌هایی انجام می‌دهیم هیچ ضرورتی ندارد برای بیان حقیقت شیعه ما نیاز تخطئۀ دیگران نداریم، نیاز به توهین به دیگران نداریم که امروز ما در پشت بلندگو یک چیزی بگوییم فردا چوبش را شیعۀ محاصر‌شدۀ عربستان بخورد، بدون ملاحظه و بدون اینکه به خون شیعیان را در جاهای مختلف توجه کنیم حرف می‌زنیم فکر می‌کنیم شجاعانه حرف زدیم.

ولی امروز مثل گذشته نیست، این بلافاصله به یک سی‌دی تبدیل می‌شود و به همۀ دنیا مخابره می‌شود و همۀ‌ دنیا این را دریافت می‌کند، ما فکر می‌کنیم چون فلان مسجد است و جمع خودمان است هر چه خواستیم بگوییم، بدون اینکه به رسالت این حکومت و مسئول اداره‌‌کنندۀ حکومت، ولی‌امر صاحبی دارد، مدیری دارد توجه بکنیم که باید جامعه اسلام را اداره کند.


معرفت فرهنگ شیعه
خود فرهنگ شیعه همین دعای کمیل، نامه امیرالمومنین به مالک اشتر، وصیت امیرالمومنین به امام مجتبی، خطبه‌های امیرالمومنین، صحیفه سجادیه، مفاتیح‌الجنان، شیعه دریایی است،‌ دنیایی از معرفت حقیقی است، این در جنگ در قالب اخلاق، رفتار و حرکت انسان‌ها زنده شد، جان گرفت، پا گرفت، شکل گرفت بعد یک نمونۀ تاریخی نشد که فقط در یک دوره‌ای یک کسی یک حنظله غسيل الملائكه‌ای آنجا بیاید یک عملی انجام بدهد فقط مگر یک نفر بود این شهیدِ دانش‌آموز حسین فهمید، مگر فهمیده یک نفر بود، فهمیده سمبل شد، عامل اصلی و اساسی این بود،‌ دوم رهبری بود، این رهبری هم سه سطح داشت، یکی رهبری خاص که امام بود با آن نفس قدسی خودش، همه را دگرگون کرده بود، دوم رهبری در میدان بود، شهدای بود، مانند حسن باقری، شهید باکری، سوم رهبری عمومی داخل جامعۀ ما بود، مگر نقش علمای ما در بلاد نقش کوچکی بود؟ مگر شهید صدوقی، نفس شهید دستغیب، نفسِ شهید مدنی، نفس علمای مختلف دیگری،‌ مگر کم بودند؟ اینها سطوحی بودند که تاثیر داشتند و یکی هم تحولی بود که در جامعه ما به وجود آمده بود، ابراهیم بود که اسماعیل آنگونه راضی به ذبح در راه خدا بود، بدون ابراهیم اسماعیلی به وجود نمی‌آمد، امام حسین بود علی‌اکبر آنگونه شهید، سلول‌های وجودی پدر و مادرها در وجود فرزندان بود، ما بعضی وقت‌ها به شهدا توجه می‌کنیم ولی به خانواده شهدا کمتر توجه می‌کنیم، امروز در جامعه یک دکمۀ کت یک حاکم قاجار پیدا می‌شود می‌گویند این دکمۀ کت ناصرالدین شاه است همه می‌روند آن را بخرند تا در ویترین داشته باشند...

-

 

1399/07/24 - ١٢:٥٤ / شماره خبر: ١٤٣٠ / تعداد نمایش خبر: 17
1399/07/24 - ١٢:٥٤ / Code: ١٤٣٠ / Number: 17
امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





«نشریات علمی دانشکده»

  فصلنامه مدیریت راهبردی دانش سازمانی          فصلنامه پژوهش‌های مدیریت منابع انسانی          فصلنامه مدیریت اسلامی          فصلنامه علمی پژوهش های راهبردی بودجه و مالی           نشریه علمی پژوهش های مدیریت سیستم

آدرس: تهران - بزرگراه شهید بابایی - دانشگاه جامع امام حسین (ع) - پردیس مرکزی- دانشكده و پژوهشكده مدیریت و اقتصاد

تلفن تماس: 77105823-021    پست الکترونیکی: ckm@ihu.ac.ir

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دانشگاه جامع امام حسین(علیه السلام) می باشد.
همراهان این صفحه:21590